تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
« بر فرض اين‌كه اين احاديث يا بعضى از آنها طبق ادعايشان صحيح و در معنا « متواتر » باشد ، اما ربطى به اعتقاد دينى نداشته و علماى سنت آن را در اعتقاداتشان جاى نداده‌اند ! » وى سپس شيخ‌الاسلام « ابن تيميه » ، « طحاوى » و شارح « العقيده » وى و « اشعرى » در الابانه را براى شاهد مثال مىآورد و سپس مىگويد : « عدم جاى دادن مسئلهء مهدى در اعتقادات اينها ، بر اين نكته دلالت مىنمايد كه آنان اين احاديث را جزو اعتقادات اسلام و مسلمانان نمىدانند . اين سخن به چند دليل صحيح نيست : الف ) مذهب اهل سنت و جماعت اين است كه هر نوع خبر از پيامبر صلى الله عليه و آله را خواه در مورد امور گذشته يا آينده يا وضع كنونى ، ولى غيرقابل رؤيت ، باور نمايند . به همين دليل ظهور مهدى را طبق احاديث صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله باور دارند ، زيرا باورداشت اخبار رسيده از پيامبر صلى الله عليه و آله از مقتضيات « شهادت » مسلمان به پيامبرى محمد صلى الله عليه و آله است . شيخ‌الاسلام « محمد بن عبدالوهاب » در بيان معناى « شهادت » ( محمد رسول‌اللَّه ) مىگويد : « اطاعت دستور و باورداشت اخبار وى و اجتناب از آن‌چه نهى فرموده است و اين‌كه پرستش خداوند فقط بر اساس شريعت وى انجام گيرد . » « ابو محمد بن قدامه مقدسى » در كتاب لمعة الاعتقاد مىگويد : « واجب است ايمان بياوريم كه تمامى آن‌چه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده ، خواه آن‌چه ديده‌ايم يا از ما غايب بوده ، حق و درست است ، و در اين باره چه آن را از روى عقل شناخته باشيم و يا بدان جاهل بوده و از حقيقت معناى آن آگاه نباشيم ، مانند حديث « اسرا ومعراج » و علايم روز بازپسين از قبيل « خروج دجال » ، « نزول عيسى عليه السلام » ، « قتل دجال » به‌دست حضرت عيسى ، خروج « يأجوج و مأجوج » و طلوع آفتاب از مغرب و همانند آنها كه صحت نقل آنها به اثبات رسيده است . » اين سخن « ابن قدامه » ، در آغاز و پايان ، شامل باورداشت ظهور مهدى است . در آغاز مىگويد : « واجب است ايمان بياوريم به تمامى آن‌چه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده‌اند و صحت نقل آن به اثبات رسيده است . » همو در پايان پس از ذكر مثال‌هايى از علايم روز بازپسين مىگويد : « و همانند آنها كه صحت نقل آنها به اثبات رسيده است . »
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 231 | خسرو شاهى / ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد