31 . انكار مهدى ، نقص ايمان
شيخ « ابن محمود » در صفحه هفدهم رسالهء خود مىگويد :
خلفاى راشدين و اصحاب پيامبر و پيروانشان دوران زندگى را سپرى نمودند ، و بعد از آنان علما و پيشينيان راستكردار در قرون سه گانهء صدر اسلام بهسر بردند و زندگى را بدرود گفتند و پس از همهء اينها كليهء علما و حاكمان از جمله « عمادالدين زنگى » ، « شهيد نورالدين محمود » ، « صلاح الدين ايوبى » و عموم مردم و در پيشاپيش آنان شيخالاسلام « ابن تيميه » و علامه « ابن القيم » در قيد حيات بودند اما عدم وجود مهدى در ميان آنان از ايمانشان نكاست ، زيرا آنان آگاه بودند كه دين بدون مهدى هم كامل است و مهدى ، ظاهر بشود يا نشود ، آنان را به وى نيازى نيست ! »
در پاسخ وى ابتدا بايد گفت :
الف ) اين سخن از آن نوع حرفهايى است كه مىتوان آن را بدون معنا و محتوا دانست .
ب ) زمان ظهور مهدى در نصوص ، به طور صريح بيان گرديده و آن در « آخرالزمان » به هنگام « خروج دجال » و « نزول عيسىبنمريم » از آسمان است كه پشت سر مهدى به نماز مىايستد .
ج ) عدم وجود وى در ميان مردم در دورانهاى پيش از زمان ظهور ، از ايمان و تقوا نمىكاهد بلكه عدم باورداشت اخبار پيامبر صلى الله عليه و آله و افترا به نصوص شرعيه با استناد به شبهه عقلى از ايمان و تقوا مىكاهد ؛ همانطور كه متأسفانه بعضى نويسندگان قرن چهاردهم هجرى اين راه را پيمودهاند .
32 . اعتقاد به مهدى ، جزو عقايد
شيخ « ابن محمود » در صفحات متعددى در رسالهاش گفته است كه اعتقاد به ظهور مهدى ، بر فرض اينكه صحيح باشد ، جزو اعتقادات مسلمانان نيست . وى در صفحهء 56 مىگويد :