نموده و قرآن نيز آن را ثبت كرده است و در آن ، ذكرى از مهدى به ميان نيامده است ، در واقع در قرآن هيچ چيزى راجع به اين مسئله نيست . بنابراين مسلمان چگونه مىتواند آن را باور كند ، در حالى كه قراين و شواهد ، اين انديشه را تكذيب مىنمايد ! »
پاسخ ما اين است :
اين سخن از آن حرفهايى است كه بىنهايت حيرتآور است . مخصوصاً اين سخن : « تاريخ صحيح زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله را از به دو ولادت تا هنگام وفات ضبط نموده و قرآن نيز آن را ثبت كرده است و در آن هيچ ذكرى از مهدى نيامده است و در قرآن هيچ چيزى راجع به اين مسئله نيست » ! اگر منظور نويسنده زندگى عملى است ، در اين صورت بحث درباره ظهور مهدى در آخرالزمان در چارچوب سيرت عملى پيامبر صلى الله عليه و آله معنايى ندارد و چنانچه منظور وى گفتار ، كردار و تقريرات پيامبر صلى الله عليه و آله است باز هم عبارت : « و در آن هيچ ذكرى از مهدى نيامده » بىمعناست . چنانكه اهل حديث مىدانند حديث نبوى شريف عبارت از هر نوع گفته ، عمل ، تقرير ، توصيف خَلقى يا خُلقى صادره از پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد و كتب حديث ، مالامال از نصوص وارده دربارهء مهدى است كه طبق گفتهء اهل علم در آن ، حديث صحيح ، حسن ، ضعيف و ساختگى وجود دارد .
لذا اين سخن وى : « انديشه مهدى و سيرت و صفات وى به هيچوجه با سيرت پيامبر صلى الله عليه و آله سنخيت ندارد » ، بىاساسى است كه نويسنده به هنگام نگارش آن ، به معنايش نينديشيده است و گرنه ظهور مهدى در آخرالزمان فقط از راه ثبوت در سنت پيامبر از سوى اهل سنت و پويندگان راه نصوص شرعى شناخته شده است . همچنين است اين سخن وى : « بنابراين مسلمان چگونه روا مىدارد ، حال كه قراين و شواهد اين فكر را تكذيب مىنمايد آن را باور كند » ! مسلمان آگاه از روى هوا و هوس چيزى را تكذيب يا باور نمىكند بلكه تكذيب يا باورداشت وى با نصوص شرعى همآهنگى دارد ، و نقل را بر عقل حاكم مىگرداند ، نه اينكه عقلها را بر نقلها حاكم گردانيده و در سراشيبى سخنان ناسنجيده ، فرو غلتد ! .
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٢٩