مورد اعتماد است ، نگفتهاند كه اين احاديث ، جملگى ضعيف است ؛ تا چه رسد به اينكه گفته باشند همه آنها ساختگى و جعلى است ! كسى كه از قرنهاى گذشته به تلاش براى تضعيف احاديث مهدى شهرت دارد و اهل تخصص هم نيست ، « ابنخلدون » است كه با وجود اين ، به درستى و صحت پارهاى از آنها اذعان نموده است كه قبلًا در اين باره توضيح داديم .
بنابراين ادعاى « ابن محمود » مبنى بر اينكه بطلان احاديث مهدى توسط علماى مسلمان تحقيق و تبيين شده و از درجه اعتبار ساقط گشته و علماء نسبت به آنها به امت هشدار دادهاند ! ، ادعاى باطل و سخن بىارزشى است . وى حتى نمىتواند يكى از علماى محقق و مورد اعتماد را نام ببرد كه گفته باشد احاديث مهدى ساختگى است و منبع مورد استناد را بيان كند . اما اين ادعاى بىاساس و سر تا پا دروغ كه به دو امام بزرگوار « دارقطبى » و « ذهبى » نسبت داده شده كه آنها بررسى احاديث مهدى را مجاز نمىدانستهاند . اين دو ، همان گونه كه آفتاب غيرقابل لمس است و گرگ در ريختن خون يوسف عليه السلام بىگناه است ، آنها نيز از اين افترا مبرّا مىباشند ( البته من اين مطلب را در شمارهء 19 ، توضيح دادهام . )
25 . دعوى مهدى از نظر علماى پيشين
وى در صفحهء هفتاد مىگويد :
« من نخستين كسى نيستم كه به بطلان دعوى مهدى و عدم انطباق آن با واقعيت قائل شده باشم ، قبل از من علماى محقق اين سخن را گفتهاند » . وى سپس شيخ « محمد بن عبدالعزيز مانع » و شيخ « محمدرشيد رضا » را مثال مىزند .
وى در صفحهء ششم نيز مىگويد :
« ما نخستين كسى نيستيم كه اين احاديث يعنى احاديث مهدى را دروغ دانسته باشيم ، قبل از ما بعضى علما آنها را انكار نمودهاند . شيخالاسلام ابن تيميه ( ره ) در المنهاج پس از ذكر احاديث مهدى مىگويد : « گروهى از علما در اين احاديث مهدى راه خطا رفتهاند و عدهاى منكر آن شدهاند . پس معلوم مىشود كه از قديم مورد