تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
« مُشت نمونهء خروار است » از اظهارات وى دربارهء احاديث مندرج در فصل « تحقيق معتبر » ! كه بالغ بر يازده صفحه است ، تقديم گرديد . من در تعقيب سخنان وى معتقدم كه اين سخنان به تحقيق و بررسى معتبر نياز دارد . از همه دهشتناك‌تر و تلخ‌تر اين‌كه او با اظهار خشنودى از انجام اين تحقيق ! چنين ادعا مىكند كه چنان حق مطلب را درباره احاديث ادا كرده است كه از اين بهتر نمىشود واللَّه المستعان ! . آن‌چه بيش از ساير سخنان وى عجيب‌تر مىنمايد اين است كه مىگويد : « اگر آنها ( كسانى كه به صحت و تواتر احاديث مهدى اعتقاد دارند ) به تحقيق معتبر ما ! در اين كتاب مراجعه كنند و آنها را با هم تطبيق نمايند ، به يقين در مىيابند كه اين احاديث در لفظ و در معنا ، نه صحيح است و نه صريح و نه متواتر ! » و « ابن محمود » به‌طور قطع اين ارجاع را احاله به يك منبع سيراب كننده و غنى ! تلقى مىنمايد و چنين حواله‌اى ! در گفته وى در صفحه هشتم رساله‌اش هم ديده مىشود : « در اين رساله فصلى با عنوان « التحقيق المعتبر عن احاديث المهدى المنتظر » تهيه و تنظيم نموده‌ام و در آن ساير احاديث روايت شده به‌وسيله ابىداود ، ترمذى ، ابن ماجه ، امام احمد و الحاكم را به بهترين وجه شرح داده‌ام . پس هر كس مايل است بدان رجوع نمايد » ! ولى واقعيت امر اين است كه هر دانشجويى با اندكى آگاهى از شناخت حديث ، وقتى به اين فصل رجوع مىنمايد ، نتيجه معكوس مىگيرد و اين كار در واقع دويدن به دنبال سراب ، بىشباهت نيست كه چيزى دست‌گير انسان نمىشود . نگارنده كه طلبه‌اى بيش نيستم با اين بضاعت كم علمى ، وقتى به آن فصل رجوع كردم ، بسيار افسوس خوردم و دلم براى جناب شيخ « ابن محمود » - حفظه‌اللَّه ! - سوخت كه چرا وى با وجود ناشى بودن در شناگرى ، خود را در چنين گردابى انداخته است ! بعد ، سخن « شيخ احمد شاكر » در مورد « ابن‌خلدون » به يادم آمد كه مىگويد : « ابن‌خلدون وارد ميدانى شده است كه از آن آگاهى ندارد ، زيرا وى مرد اين ميدان نيست و در فصلى كه در المقدمه خود دربارهء مهدى نگاشته ، به‌طور شگفت انگيزى به ياوه‌گويى پرداخته و دچار اشتباهات آشكارى شده است . »