د ) اين گفتهء وى كه : « به هرحال حديث در مورد نام مهدى ، زمان و مكان و ايمان به وى صراحت ندارد » پاسخش اين است كه اين حديث و ديگر احاديث در معنا ناظر بر مهدىاى است كه در آخرالزمان ظهور مىكند ، همچنان كه علماى حديث طبق آنچه در بخش نخست درمورد حديث اشاره شد ، به اين امر اعتقاد دارند . احاديث مهدى زمان ظهور وى را هنگام نزول عيسى و خروج دجال ذكر مىنمايند . مكان ظهور ، در زمان نزول عيسى ، در سرزمين شام ، در « بيت المقدس » است كه اين توضيح در پارهاى از احاديث ، به همين صورت آمده است . عيسى پشت سر مهدى به نماز مىايستد و براى كشتن دجال خارج مىشود . در مورد ايمان به مهدى هم بايد بىشك به او ايمان بياوريم ، زيرا روش اهل سنت و جماعت اين است كه احاديث صحيح منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله را مىپذيرند و اخبار مربوط به ظهور مهدى و خروج دجال و نزول عيسى عليه السلام از آسمان و غيره از جملهء اين احاديث است .
ه ) پاسخ سخن وى كه : « مانعى ندارد كه وى يكى از خلفاى پيشين باشد كه به نوبه خود اين را در شرق و غرب گسترش داده و در ميان مسلمانان و غيرمسلمانان به بسط عدل و داد پرداختهاند ؟ » اين است : چه مانعى دارد كه مقصود ، همان مهدى باشد كه در آخرالزمان ظاهر مىشود ! با آن كه محدثان سنتشناس و فرزانگان اين امت ، بر اين باورند و لفظ حديث : « اگر از دنيا فقط يك روز بماند » نيز چنين اقتضايى دارد . وانگهى شيخ « ابن محمود » در آغاز سخن درباره حديث : « لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد . . . » گفت : وجود مردى كه زمين را از عدل و داد آكنده مىسازد همچنان كه از ظلم و بيدادگرى لبريز گشته ، احتمال دارد جزو محالات باشد اما در پايان سخن ، درباره حديث مىگويد : مانعى ندارد كه ( اين شخص ) از جملهء خلفاى پيشين باشد ! كه به نوبه خود دين را گسترش دادند و به بسط عدل و داد پرداختند !
بدينترتيب چيزى كه در آغاز سخن درباره حديث احتمال « محال » بودنش مىرفت ، در پايان سخن « امكان » پذير مىگردد . آرى ! سخنى كه به تحقيق و بررسى نياز دارد ، اينگونه است كه پايان آن ، آغازش را نقض مىكند !
اين بود مثالهايى از سخنان شيخ « ابن محمود » درباره چهار حديث كه بهعنوان
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢١٤