تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
« محمدبن ابراهيم آل الشيخ » مفتى وقت عربستان سعودى در رساله‌اى تحت عنوان تحذيرالناسك مما أحدثه ابن محمود فى المناسك به وى پاسخ داده و اين رساله در سال 1376 هجرى به چاپ رسيده است . وى در صفحهء پنجاهم آن مىگويد : « اين مرد ( شيخ ابن محمود ) احساس مىكند كه در بدترين ورطه گرفتار شده است از اين‌رو مىگويد : « با تأمل در آن‌چه گفته‌ايم دانسته مىشود كه سخن ما نخستين بارانى نيست كه بر دشت و صحرا نازل شده باشد و نه اولين اذانى است كه براى آن نماز اقامه شده باشد » ! وى با احساس وحشت از تنهايى و تاريكى از دست رفتن حجّت و دليل ، به گمان خود با ذكر سخنان كسانى كه فكر مىكرد با سخن آنان - كه به سخنان وى شبيه است - مىتواند وحشت را بزدايد و مىخواهد به خود تسلى ببخشد ، ولى زهى خيال باطل كه در اين راه كسى با وى همراه نيست و آن كسانى كه در اين خط مشى ، بدان‌ها استناد كرده ، در بدكردارى و بدسگالى با وى شريك نيستند . اگر به‌راستى مطلبى از آنان نقل كرده باشد ، سخن آنها بر جايز بودن است نه اين‌كه گفتار علما را مردود دانسته باشند و نه اين‌كه بر خلاف اهل سنت براى اتفاق نظر مخالفان و خروج از راه اهل بهشت تلاش كرده باشند ، آنان هيچ‌يك از آحاد امت را به جمود فكرى و قشرى نگرى در دين آبا و اجدادى متهم نكرده‌اند ، تا چه رسد به اين‌كه همهء علما را متهم كرده باشند . اين‌جاست كه مقاله وى نخستين باران ويران‌گرى مىشود كه بر دشت و بيابان نازل شده و نخستين بوق اذانِ ردّ سنت است كه جفاكاران ، بدان گوش فرا داده‌اند . به خدا سوگند ! هيچ‌كس قبل از وى به چنين سخنى دعوت نكرده و هيچ شخص با ايمانى با قصد و نيت قبلى ، اين‌چنين مناسك حج را زير سؤال نبرده است » . اين است سخنان جناب شيخ محمدبن ابراهيم آل الشيخ ( ره ) دربارهء شيخ ابن محمود - وفقه‌اللَّه - در 25 سال پيش . اگر خواننده در اين سخنان تأمل نمايد كه : « اين‌جاست كه مقاله‌اش نخستين باران ويران‌گرى مىشود كه بر دشت و بيابان نازل شده و نخستين بوق اذانِ ردّ سنت است كه جفاكاران بدان گوش فرا داده‌اند . . . » ، به وضوح به فراست اين بزرگ‌مرد پى مىبرد .