يكى از خلفاى پيشين باشد كه در مشرق و مغرب ، به گسترش اسلام پرداختند و عدل را در ميان مؤمن و مخالف ، برقرار ساختند ! . . . »
اين تحقيق معتبرى است كه شيخ « ابن محمود » در انكار حديث به آن رسيده است ! البته همانطور كه مىبينيد او راه علمى را در بررسى حديث نپيموده ، بلكه مانند بعضى ديگر از نويسندگان معاصر ، شبهه عقلى را در ردّ نصوص شرعى مورد استناد قرار داده است كه بىشك مردود است و ما در توضيح پاسخ اين تحقيق معتبر ! شيخ مىگوييم :
الف ) حديثشناسان ، وقتى حديثى را از نظر ضعف يا صحت مورد بررسى قرار مىدهند ، از يك روش علمى دقيق استفاده مىكنند كه در ميان ملل و امم سابق مورد توجه نبوده است و اكنون نيز فقط حديثشناسان مىتوانند از آن روش بهرهمند شوند و آن روش ، عبارت است از اعتماد بر اسناد و شناخت رجال و حديث و چگونگى اتصال يا انقطاع آنان . اين حديث با توجه به همين روش تحقيقى ثابت شده كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است و گروهى از اصحاب مانند : « ابن مسعود » ، « ابو هريره » ، « امّ سلمه » ، « ابو سعيد الخدرى » و . . . آن را از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كردهاند .
قبلًا حديثى از « ابن مسعود » نقل كرديم كه دلالت كامل دارد بر اينكه مردى از اهل بيت نبوت ، كه « محمدبن عبداللَّه » ناميده مىشود ، در آخرالزمان ظهور مىكند . اين حديث با اينكه نام مهدى را بهطور صريح نياورده ، اما با نصوصى كه در آنها نام مهدى ذكر شده ، كاملًا اتفاق و اتحاد دارد . و روى همين اصل ، اهل حديث آن را در ضمن احاديثى كه نام مهدى بهطور صريح در آنها برده شده ، نقل نمودهاند ، مانند : ابىداود ، ترمذى و ديگران .
ب ) اينكه مىگويد : « چه مانعى دارد كه مراد از آن مردى باشد كه از اهل دين و امّت ما باشد . . . » پاسخش اين است كه اين حديث بهطور واقعى ، نه بهصورت فرضى ، صحيح و ثابت است ، به همين دليل نمىتوان آن را به مسلمانان يا خلفايى در گذشته ، مربوط دانست ، زيرا علماى فرهيخته و حديثشناسان برجسته آن را در مورد « مهدى » موعود صادق دانستهاند كه در آخرالزمان ظهور مىكند و منظور همان است
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢١٢