كه در اين حديث آمده : « اگر يك روز به پايان دنيا مانده باشد . . . » ، يعنى مُراد « مهدى » است كه در آخرالزمان خواهد آمد ، لذا نمىتوان اين حديث را به درگذشتگان نسبت داد . لفظ « رجل منّا » كه شيخ « ابن محمود » با تأويل آن قصد القاى آن بهصورت « رجلًا من اهل ديننا و ملّتنا » را دارد ، لفظ « ابىداود » نيست ، بلكه متن حديث على در مسند « امام احمد » است و لفظ حديث ابىداود « رجلًا من اهل بيتى » در واقع مقصود اصلى از لفظ حديث منقول در مسند امام احمد را توضيح مىدهد .
ج ) اين سخن وى كه : « احتمالًا وجود مردى كه زمين را مالامال از دادگرى مىسازد پس از آنكه از ظلم و بيدادگرى آكنده شده است ، « محال » باشد . خداوند با آفريدن دنيا ؛ مسلمان ، كافر ، نيكوكار و تبهكار نيز در آن خلق نمود و خود مىفرمايد : « هُوَ الَّذِى خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » . زيرا دنيا سراى آزمايش و ابتلاست و ستيز ميان حق و باطل ادامه دارد » .
پاسخ اين گفته ، اين است كه : اولًا ؛ خداوند بر هر كارى قادر و تواناست و هيچ چيزى در مقابل قدرت الهى نمىتواند « محال » و ناشدنى باشد . ثانياً ؛ گفتهء « يملأها عدلًا » لزوماً به معناى نابودى كامل شرّ نيست ، زيرا شرّ در زمان مهدى هم وجود دارد و ستيز ميان حق و باطل در زمان وى هم برقرار است . بزرگترين « فتنه » در حيات دنيوى نيز ، فتنهء دجال و خروج وى در ميان مردم است كه در آخرالزمان بهوقوع مىپيوندد و همين طور اين سخن : « كماملئت جورا » ، دليل بر انقراض خير و نيكى نيست ، زيرا اين سنت خداوند است كه ستيز ميان حق و باطل در زندگى دنيوى باشد ، در يك زمان خير بر شر و زمانى ديگر شر بر خير چيره مىگردد و زمين از اهل خير خالى نمىشود ، مگر در زمان فرا رسيدن روز باز پسين .
در زمان مهدى حق ، پيروز و خوبى گسترده خواهد بود ، آنچنان كه در صدر اسلام بود و ما قبلًا در شمارهء 21 گفتيم كه « ابن صبان » طبق روايت حافظ در فتحالبارى استدلال نموده است كه حديث انَس مرفوع است : « لا يأتى عليكم زمان الّا و الّذى بعده شرّ منه - هر دورانى كه به سر مىرسد دوران بعدى از آن بدتر است » . تضادى با احاديث وارده دربارهء مهدى ندارد كه زمين را از دادگرى آكنده مىسازد .
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢١٣