د ) از فحواى كلام شيخ ابن محمود دربارهء حديث ابن ابىجحيفه چنين بر مىآيد كه روايت : « والمؤمنون تتكافاً دماؤهم » در صحيح بخارى است ، ولى اين طور نيست ، زيرا اين روايت را امام احمد ، نسايى و ابىداود نقل كردهاند .
ه ) « ترمذى » راجع به اين حديث « ابن مسعود » ( رض ) مىگويد : حديث ، حسن و صحيح است ، ولى « ابىداود » ، « منذرى » و همچنين « ابن القيم » در تهذيب السنن سكوت اختيار كردهاند . « ابن القيم » در المنارالمنيف به صحت آن اشاره مىنمايد و « ابن تيميّه » در كتاب منهاجالسنه آن را صحيح مىداند .
مثال چهارم : شيخ « ابن محمود » در صفحهء 42 مىگويد :
« به روايت ابىداود در سننش از طريق « ابونعيم » از على ( رض ) از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود : اگر فقط يك روز به پايان دنيا مانده باشد » امام احمد آن را از طريق ابى نعيم و ترمذى نيز نقل كرده است .
پاسخ اين است كه اين حديث از جمله احاديثى است كه ادعا دارند صحيح است ، ولى در دلالت بر معنايى كه ذكر كردهاند ، صراحت ندارد ، زيرا در آن نام مهدى ذكر نشده است و بر فرض صحت آن ، چه مانعى دارد كه بگوييم اين مردى كه در روى زمين به اقامه عدل و داد مىپردازد ، از جمله مسلمانان برجستهاى است كه بودهاند ، ولى مردهاند و از بركت وجود آنان ، امور دنيوى و معنوى همه مسلمانان استوار گشته است ؟ ! . . . اما شايد مراد از كلمه « منّا » كه در حديث آمده ، كسى باشد كه از اهل دين و امت « ما » است . از سوى ديگر پيدا شدن مردى كه سراسر زمين را پر از عدل و داد كند ، شايد از امور ناشدنى و « محال » باشد ، زيرا خداوند دنيا را آفريده و در آن مسلمان و كافر ، نيكوكار و بدكار هم قرار داده است و خود در قرآن مىفرمايد : « هُوَ الَّذِى خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » او همان است كه شما را آفريد ، گروهى از شما كافر و عدهاى مؤمن هستند و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است . چون دنيا ، سراى آزمايش و امتحان است و نبرد بين حق و باطل ، ميان مسلمانان و كفار هم همچنان ادامه دارد . به هرحال در اين حديث بهنام و زمان و مكان و چگونگى ايمان به مهدى تصريح نشده است و به نظر من اشكالى ندارد كه مراد از آن ،
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 211
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢١١