تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
آرى اين است تحقيق معتبرى كه شيخ « ابن محمود » براى ابطال اين حديث آورده است ، ولى توضيح من درباره اين تحقيق چنين است : الف ) ابن محمود در اين‌جا دليل مشخصى براى ضعيف دانستن اين حديث نياورده است ، ولى چون روال كارش اين است كه كليهء احاديث را ضعيف قلمداد نمايد ، چيزهايى را كه شامل آن حديث و غيره مىشود ، عنوان نموده و مىگويد : پاسخ اين است كه علماى حديث ، بسيارى از اين احاديث را از اهل بيت نقل نكرده‌اند ، چون غلات ، احاديث مجعول بسيارى به آنها نسبت داده‌اند ! از سوى ديگر : ابىداود ، ترمذى و امام احمد از جمله كسانى هستند كه اين حديث را روايت كرده‌اند و خود شيخ « ابن محمود » نيز به اين نكته اشاره داشت . حال ، اين سخن وى كه علماى حديث از نقل اين حديث خوددارى نموده‌اند ، چگونه با سخن اخير وى جور در مىآيد ! علاوه بر اينها ، ما مىدانيم كه اين ائمه سه گانه از علماى حديث‌اند . ب ) اشاره وى به سؤال « ابن جحيفه » از على ( رض ) و پاسخ على به جحيفه كه حاوى احاديث مربوط به عالم غيب ، نبوده است ، پاسخش اين است كه عدم ذكر احاديث مهدى كه شامل نوعى اطلاع رسانى دربارهء يك موضوع در آينده است ، دليلى بر بطلان آن نيست ، زيرا آن حديثى ثابت و معتبر است كه سند آن صحيح باشد و اين حديث يكى از احاديث بىشمارى است كه دربارهء ظهور مهدى در آخرالزمان نقل شده و صحت دارد . از سوى ديگر ، على ( رض ) يكى از اصحاب پيامبر است كه اين حديث را از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده و حديث وى به‌عنوان چهارمين مثال ، پس از اين مىآيد . ج ) پاسخ اين سخن وى كه « از اين‌رو بخارى و مسلم از درج احاديث مهدى در صحيحين خوددارى نمودند ، زيرا ضعف و جعل بر آنها غالب است » ؛ اين است كه عدم درج حديث در صحيحين دليلى بر ضعف آن نيست ، ( اين نكته را در شمارهء 5 توضيح داده‌ام ) و اين يكى ديگر از مواردى است كه شيخ « ابن محمود » اين قبيل سخنان را تكرار نموده است .