دنبال اين حديث مىگويد : « اين ( حديث ) منقطع « ابواسحاق سبيعى » است كه على ( رض ) را فقط درك كرده است . « ابىداود » درمورد اين حديث مىگويد : از هارون بن مغيره حديث آوردم ! . »
مثال سوم : شيخ « ابن محمود » در صفحهء 49 مىگويد :
« ابىداود » در سنن خود از حديث « سفيان الثورى » با سند « عبداللَّه بن مسعود » از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل نموده است كه فرمود : « اگر فقط يك روز به پايان دنيا مانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانى مىسازد تا مردى از امّتم يا اهل بيتم را مبعوث گرداند كه نامش و نام پدرش با نام من و نام پدرم يكى است . او در تمامى زمين به اقامهء قسط و دادگرى مىپردازد همان گونه كه در سراسر روى زمين جور و ستم حكمفرما شده باشد . »
« احمد و ترمذى » آن را روايت كرده و گفته : حديث ، « حسن » و « صحيح » است .
پاسخ اين است كه علماى حديث از ذكر بسيارى از احاديث اهلبيت مانند اين حديث و نظاير آن ، خوددارى نمودهاند ، زيرا « غُلات » بسيارى از احاديث دروغ را به آنان نسبت دادهاند . در صحيح بخارى از « ابى جحيفه » آمده كه به على ( رض ) گفتم : آيا پيامبر اختصاصاً چيزى به شما داده است ؟ گفت : خير ، عقل و آزاد كردن اسير ، و اينكه هيچ مسلمانى بهدست كافرى كشته نشود [ و در روايتى : ] خون مردمان مؤمن برابر است و آنان برضد ديگران ، يد واحدهاى هستند . و در اينجا وى چيزى از احاديثى كه مربوط به عالم غيب است ، ذكر نكرد . از اينرو « بخارى » و « مسلم » هم چيزى از احاديث مهدى در صحيحين خود نياوردهاند ، زيرا ضعف و جعل بر اين احاديث غالب است .
صحيحترين مطلبى كه در اين باره آمده ، اين فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله است : « اين فرزندم ، سيد است و خداوند به زودى توسط او ميان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار مىسازد » آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده ، بهوقوع پيوسته است ، آنجا كه حسن عليه السلام به نفع « معاوية بن ابىسفيان » از حكومت چشم پوشيد و خداوند به واسطهء او آتش جنگ ميان اصحاب پيامبر را خاموش كرد و آن سال را بهنام « عام الجماعة » نامگذارى كردند .
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٠٩