است . حاصل گفتههاى وى دربارهء جرح ( خدشه دار بودن ) العجلى اين است كه بخارى راجع به وى گفته است : « بايد در گفتههايش دقت شود » . همچنين ابن حجر اين موضوع را در تهذيبالتهذيب نقل نموده است ، ولى بخارى در كتاب الضعفاءالصغير اين موضوع را نياورده و اين تهمت را در شرح حال وى در التاريخالكبير ذكر نكرده است . بلكه گفته : در سند آن ( حديث ) بايد دقت شود .
بنابراين احتمالًا اين اعمال دقت نظر در سند ، از اينجا ناشى مىشود كه « ياسين العجلى » فقط همين يك حديث را دارد كه البته اين امر تأثيرى در صحت آن ندارد .
علاوه بر آن ، احتمال دارد كه باز هم تأثير ندارد و عدم تأثير اين عبارت بر قبول حديث « ياسين العجلى » از اينجا روشن مىشود كه ابن حجر در شرح حال وى در تهذيبالتهذيب به ثبوت اين حديث اشاره مىنمايد و مىگويد : « در سند ابن ماجه بدون انتساب به كسى ذكر گرديده است ، از اينرو برخى حافظان متأخر گمان كردهاند كه او « ياسين بن معاذالزيات » است ، به اين ترتيب حديث ضعف ، پيدا كرد و ديگر نمىتوان كارى انجام داد » ! .
اين گفتهء ذهبى در الكاشف كه « العجلى » ضعيف مىباشد ، اشارهاى است به آنچه بخارى دربارهء ياسين نقل نموده و اين - البته - بىتأثير است . « سيوطى » در الجامع الصغير به اشاره از « حسن » اين حديث ياد مىنمايد . البته اين حديث يكى از احاديث بسيارى است كه بر ثبوت ظهور مهدى در آخرالزمان دلالت دارد . البته « ابن محمود » در ايراد بر اين حديث از راه تقبيح نمودن معناى آن ، از « محمد اباعبيه » تبعيت كرده است ، زيرا همو بوده است كه اين سخن را در حاشيهاش بر النهايه ابن كثير آورده و ابن محمود از وى تقليد نموده است . بىشك عقل سالم با نقل صحيح همآهنگى دارد ، پس در معناى حديث جاى شگفتى وجود ندارد كه اين دو به گونهاى از آن در شگفت باشند كه در مقتضاى آن انكار روا بدارند ! . خدا بر هر چيزى توانا و قادر است و هرآنچه بخواهد انجام مىدهد . هر كسى را كه خداوند هدايت كند ، هدايت شده است و هر كس كه خداوند گمراهش كند ، هيچ ولىّ و راهنمايى برايش متصوّر نيست . از روشنترين مثالهاى اين تحوّل كه براى كسانى بهتر از مهدى و ساير امت ، اتفاق
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٠٦