اين حديث گفته : « اين حديث از طريق ثوبان از على بن زيدبن جدعان ، نقل شده و ضعف دارد و كسى نگفته است كه وى عمداً دروغ گفته است تا حكم داده شود كه حديث وى ، در صورت انفراد ، ساختگى است . »
البته اين حديث از طرق ديگر هم نقل شده كه رجال آن با رجال اين حديث ، فرق دارند ، يعنى رجال ديگر اين حديث را از طرق ديگر ، ذكر كردهاند .
ج ) اين موضوع كه ردّ حديث ، به دليل تضاد و اختلاف موجود در آن است ، اين است كه آنچه در آن احاديث ساختگى و ضعيف باشد ، بدان اعتنا نمىشود و به همين دليل با ديگرى تضاد پيدا نمىكند و آنچه ثابت است مورد اتفاق همگان مىباشد كه اين نكته قبلًا در شماره 7 توضيح داده شده است .
د ) اين عبارت وى كه علماى محقق متأخر و بعضى از متقدمان حكم به جعلى و ساختگى بودن احاديث مهدى داده و اكثر علماى متأخر مقيم شهرهاى بزرگ ! به احتمال قوى آنها را كذب مىدانند و در آستانهء آن هستند كه در ضعيف و جعلى بودن احاديث مهدى اتفاق نظر حاصل كنند ؛ به نظر من نياز به تحقيق و اثبات دارد و البته قابل اثبات نيست . من شخصاً حتى يك نفر از علماى متقدم را نمىشناسم كه گفته باشد تمام اين احاديث ساختگى است ؟ فقط دو شخص را مىشناسم : يكى « ابومحمدبن الوليد بغدادى » است كه شيخالاسلام « ابن تيميه » در منهاج السنة دربارهاش مىگويد : « وى از جمله گروهى است كه با استناد به حديث " لامهدى الا عيسىبنمريم " ، احاديث مهدى را انكار نمودهاند . » سپس ابن تيميه مىافزايد : « ولى او مورد اعتماد نيست ، از وى و ديگران نقل شده است كه اينان احاديث مهدى را ساختگى مىدانند و در اين باور به يك حديث ضعيف استناد جستهاند كه قابل استناد نيست » .
نفر دوم ، ابنخلدون است ، ولى او هم نگفته است كه كليهء احاديث مهدى ساختگى است بلكه حكم به ضعف اكثر آنها داده است كه البته وى شايستگى داورى را ندارد ، زيرا جزو اهل حديث و منحصل در اين رشته نيست ؛ هرچند كه خود وى به صحت پارهاى از آنها اذعان نموده است . ( قبلًا در شماره 10 راجع به
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٩٤