يكى افزودن عبارت « از جملهء دارقطنى و ذهبى » به سخنان محمدفريد وجدى است كه اين به مثابه حرف در دهان ديگران گذاشتن است !
دوم نسبت دادن اين مطلب به حافظ دارقطنى و حافظ ذهبى است كه گويا معتقد به ضعف احاديث مهدى بوده و بررسى اين احاديث را مجاز نمىدانند . اين سخن از اين دو امام بسيار بعيد است ، زيرا « ذهبى » بسيارى از احاديث مهدى را در تلخيص المستدرك ، صحيح دانسته است . اما در مورد دارقطنى بايد بگويم كه سخنى از او در اين باره نيافتهام .
از ديگر سو ، اين ادعا كه ذهبى و دارقطنى قائل به ضعف احاديث مهدى بوده و بررسى اين احاديث را مجاز نمىدانند ، صحيح نيست و واقعيت ندارد و شيخ « ابن محمود » با چسباندن نسبت ضعف احاديث مهدى به اين دو - با افزودن جملهاى به سخنان محمدفريد وجدى - نمىتواند ادعاى غير واقعى را به اثبات برساند .
20 . تسميهء مهدى در حديث پيامبر صلى الله عليه و آله
شيخ « ابن محمود » در صفحهء 39 مىگويد :
« ما به مقتضاى استقراء و تتبع ، يك حديث صحيح و صريح از پيامبر صلى الله عليه و آله نيافتهايم كه در تسميهء مهدى بتوان بدان استناد كرد ، يا اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله با ذكر نام ، از مهدى سخن گفته باشد » .
پاسخ اين است كه احاديثِ صحيح دربارهء مهدى فراوان است كه در گذشته ، حديثشناسانى چون : ترمذى ، ابوالحسين اجرى ، ابوجعفر عقيلى ، ابن حبان بستى ، ابوسليمان خطابى ، امام بيهقى ، قاضى عياض ، قرطبى ( مؤلف تفسير مشهور ) ، حافظ ذهبى ، شيخالاسلام ابن تيميه ، امام ابن القيم ، حافظ عمادالدين ابن كثير و ديگران آنها را نقل كردهاند ، و در دوران معاصر از قرن دهم هجرى به بعد ، افرادى چون : شيخ على قارى ، شيخ عبدالرؤوف مناوى ، شيخ محمدبن اسماعيل صنعانى ، شيخ صديق حسن خان و ديگران به صحت و ثبوت آنها اعتراف نمودهاند . از ديگر محدثانى كه در اين احاديث به تفحّص و تتبع پرداختهاند ، قاضى محمدبن على شوكانى مؤلف كتاب