خبر داده شده كه از منطقهء « حله » ميان شام و عراق خارج مىشود و دست به كارهاى عجيب و غريبى مىزند ، سپس عيسى عليه السلام او را دنبال مىكند و از پاى درمىآورد . آنگاه به عيسى فرمان داده مىشود كه براى فرار از دست قومى كه « يأجوج و مأجوج » ناميده مىشوند و او تاب رويارويى با آنها را ندارد به كوه « طور » پناه ببرد . تا آنكه مىگويد :
پس آنها مىگويند : ما هر آنچه در روى زمين بود نابود ساختيم ، پس بياييد آنهايى را هم كه در آسمانند نابود كنيم ! چون تيرهايشان بهسوى آسمان پرتاپ شود ، خداوند همان تيرها را آلوده به خون باز مىگرداند !
وى در اينجا مىگويد : « اگر به بافت اين داستان با نگاهى منتقدانه بنگريد ، ترديد نمىكنيد كه مجعول است و شخصى كه آن را ساخته ، ميان ممكن و محال و بين سنتهاى الهى وخيالبافى ، فرقى نمىگذارد . دليلِ روشن بطلان اين حديث اين است كه سازندهء آن به سبب كوته بينى گمان برده است كه سلاحهاى مردم تا روز قيامت همچنان تيروكمان و تبرزين و غيره خواهد بود ! وى از اين نكته غافل مانده كه هنوز هفت قرن از ساخت اين حديث نگذشته است كه « باروت » و تفنگ وارد ميدان كارزار شده و در شش قرن پسين ، ديگر ذكرى از تيروكمان نبوده است ، زيرا توپهاى ماكسيم ، بمبهاى دستى و خوشهاى ، گازهاى سمى و آتشزا ، ديناميت و راكت هواپيما - و موشكهاى دور پرواز - جاىگزين سلاحهاى آن دوران شده است . »
حديث « نواس بن سمعان » كه نويسنده ، مدعى ساختگى بودن آن است ، توسط « امام مسلم » در صحيح آمده و يكى از احاديث متواتر درباره دجال است كه « محمدفريد وجدى » آن را ساختگى دانسته است . شبههاى كه وى آورده و آن را دليل ملموس جعلى بودن اين حديث برشمرده ، اين است كه « يأجوج و مأجوج » از تيروكمان كه جزو سلاحهاى قديمى است ، استفاده مىكنند ، در حالى كه اكنون ديگر از اينگونه سلاحها خبرى نيست !
در پاسخ به اين شبهه بايد گفت : سلاح مذكور در حديث ، توسط يأجوج و مأجوج هنگام ظهورشان در آخرالزمان حتماً استفاده خواهد شد . بقاى تمدن مادى و سلاحهاى ويرانگرى كه در اين دوره پديدار شده ، قطعى نيست ، چه بسا تا آن زمان باقى نماند و شايد قبل از آن تاريخ ، از بين برود ، خداوند آگاهتر است كه كداميك از
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٨٤