بلكه بصيرت دلهاست كه به خاموشى و بىسويى مىگرايد . وى چگونه نصوص متواتر را منكر مىشود با اين دليل كه عقلش رواج دعوت دجال را و قبول سخنانش را بعيد مىداند ؟ . آيا وى مثال ملموس در اين زمانه را نمىبيند كه در اكثر كشورهاى وابسته به اسلام ، شريعت حاكميت ندارد ؟ با اينكه آيات قرآن با رساترين صدا تلاوت مىشود كسانى كه با حكم الهى حكومت نكنند ، كافر ، ستمكار و فاسقند :
« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الكافِرُونَ » و نيز « وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَاولئكَ هُمُ الظّالِمُونَ » ، « وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَاولئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ » و « فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » و « أَفَحُكْمَ الجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » و آيات ديگرى كه در اينباره نازل شده است . بنابراين كسانى كه دعوت دجال در آخرالزمان در بين آنان رواج مىيابد و از روى بىبصيرتى از وى تبعيت مىكنند ، از جنس همين معاصران ما هستند كه در اين دوران ، بصيرتشان را از دست دادهاند ، با اين كه قرآن را تلاوت مىكنند و قرآن اينگونه آيات صريح دارد و آنها به اين آيات از راديو گوش فرا مىدهند ، ولى با اين وجود ، از روى شريعت اسلام حكم نمىرانند ؛ « ما اشبه الليله بالبارحه ؛ امشب عجب شباهتى به ديشب دارد ! »
وى مىگويد : « چرا قرآن از اين مسيح دجال چيزى نگفته است ؟ آيا از چنين فتنه بزرگى - آنچنان كه احاديث ساختگى دلالت دارند - نبايد در قرآن ياد شود ؟ قرآن ظهور موريانه را ذكر مىكند ، ولى ظهور آن دجال را كه بهشت و جهنم براى فتنه انگيزى در بين مردم همراه اوست ، ذكر نمىكند ؟ ! »
پاسخ اين شبهه اين است كه خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد : « وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا » آنچه را كه رسول فرمايد بگيريد و از آنچه نهى نمايد دورى كنيد ، و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « ألا انّى أوتيت القرآن و مثله معى ؛ قرآن بر من نازل شده و همانند آن « 1 » همراه من است » . سنت و قرآن دوشادوش يكديگرند و از هم
هامش
( 1 ) . منظور سنت است - مترجم .