دوران يك مدعى يا مدعيانى سر بر مىآورند و ادعا مىنمايند كه همان مهدى موعود هستند ! و چون جمعى از مردم گرداگرد آنان مىآيند ، سببساز فتنهانگيزىهاى فراوان مىشوند . تمام اينها پيامد يك انديشه خرافى موسوم به نظريهء مهدى است . اين نظريه ، نه با سنتهاى الهى همآهنگى دارد و نه با عقل سالم . »
استاد ! « احمد امين » نيز در كتاب ضحىالاسلام جلد سوم صفحهء 241 و 242 مىنويسد : « انديشهء مهدى ، علل سياسى ، اجتماعى و دينى دارد كه به نظر من از شيعه نشأت گرفته است و آنان پس از خروج خلافت از دست اهل بيت آن را ابداع كردند . رهبرى باهوش شيعيان با سوء استفاده از سادهانديشى تودهها و شور و شوق آنان نسبت به دين و دعوت اسلامى ، از اين جنبهء ظاهرالصلاح شروع به تبليغ نمودند ، احاديث را جعل و آنها را از قول پيامبر روايت كردند و از طرق مختلف به اسناد اين احاديث ، استحكام بخشيدند . مردم خوشقلب و ساده انديش هم اين احاديث را باور كردند . رجال شيعه نيز چون اين احاديث به مصلحتشان بود ، سكوت اختيار كردند » .
سپس در صفحه 343 مىگويد : « حديث مهدى ، حديث خرافى است و نتايج خطرناكى به جهت آن در زندگى مسلمانان به وجود آمده است . » وى در صفحه 344 مىگويد :
« افكار مردم با احاديثى كه نقل مىشد و " ملاحم " ناميده مىشد و داستانها و قصهها لبريز گرديد و يك فصل بزرگ در كتب مسلمانان باز شد كه در آن اخبار وقايع از هر رنگ و شكل و از اخبار اعراب و روميان گرفته تا جنگ با تركان وجود دارد .
بدينسان توطئهاى زشت شكل گرفت كه با مفسده انگيزى ، افكار مردم را با احاديث جعلى و داستانهاى منسوب به پيامبر و اهل بيت و كعب الاحبار پرساختند . اين روند گمراهسازىِ افكار مردم و تسليم آنان در برابر توهمات ، تأثير نامطلوبى داشته است . . . » .
پس از نقل سخنان شيخ ابن محمود و سخنان راهبرش استاد ! « احمد امين » ، بر خواننده روشن مىشود كه « تابع » عين سخنان « متبوع » را نقل نموده و آن را به خود
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٨٧