مىدهم كه در پاسخ به « محمد رشيد رضا » تحت عنوان فصل المقال فى رفع عيسى عليه السلام حيّا و فى نزوله و قتل الدّجال توسط شيخ « محمد خليل هراس » ، تأليف يافته است .
در اين رساله شيخ هراس پس از حمد و ثناى الهى مىگويد :
« امابعد ، در آغاز اين قرن يا پيش از آن ، گروهى آمدند كه مردم را به آزادى فكرى فرا خوانده و پيشتازِ روند اصلاحگرى دينى شدند . افراد اين گروه براى احياى مفاهيم صحيح دينى تلاش مىكردند ، ولى در اين ميان به انكار بسيارى از غيبيات وارده در نصوص صريح و متواتر در كتاب الهى و سنت مبادرت ورزيدند و اين امر موجب گرديد تا اثبات قطعى و روشن بودن اين غيبيات ضرورت يابد . اين افراد در انكار و عدم پذيرش خود ، سندى جز تندروى فكرى و غرور عقلى در دست ندارند . بر اثر تأثيرگذارى اين گروه ، جريانهاى فلسفهء اعتزالى كه بر داورى عقل دربارهء اخبار كتب و سنت استوار است ، نشو و نما يافته و فتنهء آن فراگير گشته است ، بهطورى كه برخى از زود باوران كه به سخنان پرطمطراق دل مىبندند و از اسامى و عناوين ، سرمست مىشوند ، از اين جريانات تأثير پذيرفتهاند . به همين دليل ، من بنا به انجام وظيفهء بيان مطلب كه بهوسيلهء آن از گناه پاك مىشوم ، مناسب ديدم كه احقاق حق كنم و براى اين دورشدگان از راه هدايت بيان نمايم كه اين امور خدشهبردار نيست ، زيرا با ادلهء جدلناپذير به ثبوت رسيده است ، و هر كس براى ردّ آنها تلاش نمايد و در آن طعن روا بدارد ، دينش را در معرض خطر قرار داده و در عين حال درى را مىگشايد تا ديگر مسائل دينى كه ثبوت كمترى دارد ، آماج طعن و حمله قرار گيرد . اينگونه در برابر موجى از انكارها قرار مىگيريم كه اوّل و آخر ندارد و مسائل عقيدتى ، در كليّت خود هدف هوسبازىها و اختلاف نظرها واقع مىشود . »
وى سپس به ذكر آيات صعود عيسى به آسمان و نزول بعدى وى پرداخته و احاديث نزول وى و قتل دجال و پارهاى از آثار واصله از اصحاب پيامبر ( رض ) و مجملى از گفتارهاى امامان و علما را آورده است . وى آنگاه جهت پاسخگويى به مؤسس المنار فصلى را مطرح مىكند و در آن مىگويد :
« شگفتا از اين مرد كه تا مدتهاى مديد پرچم دفاع از اسلام برضد همآوردان و
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٧٨