روايت كرده و « بغوى » در مصابيح السنه در فصل « الاحاديث الحسان » آن را آورده است . »
14 . ابوالاعلى مودودى چه مىگويد ؟
شيخ ابن محمود در صفحهء نهم رسالهء خود مىگويد :
« علماى متأخر در اين باره فراوان سخن گفتهاند . بهترين كسى كه هدف را خود مشخص نموده « ابوالاعلى مودودى » است . وى در رسالهاى تحت عنوان البيانات عن المهدى مىگويد : احاديث در اين مسئله بر دو نوع است : احاديثى كه واژهء مهدى به صراحت در آنها قيد شده و احاديثى كه فقط از خليفهاى خبر داده است كه در آخرالزمان مىآيد و پرچم اسلام را به اهتزاز درمىآورد . سند هر دو روايت از اين دو نوع آن قدر قوى نيست كه با ترازوى امام بخارى در سنجش و نقد روايات ثابت شود ، زيرا وى در صحيح خود ، هيچ روايتى از آنها را ذكر نكرده است . همچنين « امام مسلم » فقط يك روايت صحيح از آنها را ذكر نموده كه در آن هم واژهء مهدى به صراحت نيامده است . مودودى مىگويد : با تأويل بعيد ممكن نيست كه در اسلام يك منصب دينى بهنام مهديه باشد كه بر هر مسلمان واجب شده باشد بدان ايمان بياورد و بر عدم ايمان به آن ، نتايج اعتقادى و اجتماعى گوناگونى در دنيا و آخرت مترتب گردد . سپس مىگويد : آنچه در اين زمينه شايان ذكر است اين است كه عقيدهء مهدى جزو عقايد ضرورى اسلام نيست و هيچ كتابى از كتب عقايد اهل سنت آن را ذكر نكرده است » ! .
در پاسخ بايد گفت :
الف ) اينكه احاديث مهدى در صحيحين نيامده ، تأثيرى بر پذيرش آن ندارد ، زيرا هر يك از احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله كه صحيح باشد ، پذيرفتنى است ؛ خواه در صحيحين باشد يا نباشد ، اين نكته قبلًا در شمارهء 5 توضيح داده شده است .
ب ) پاسخ اين سخن وى كه نمىتوان حتى با تأويل بعيدى از اين روايات ، استنباط كرد كه در اسلام يك منصب دينى وجود دارد كه به مهديه شناخته مىشود و بايد هر مسلمان بدان ايمان بياورد و بر عدم ايمان به آن برخى نتايج اعتقادى و اجتماعى در