قائل شده باشم . چه از استادمان « شيخ محمدبن عبدالعزيز المانع » رسالهاى ديدم كه در آن ، دربارهء بطلان مسئله مهدى و اينكه وجودش حقيقت ندارد و همهء احاديث آن بسيار ضعيف است ، به تحقيق پرداخته است . بنابراين هر كس مهدى را انكار نمايد ، نبايد مورد انكار ! قرار گيرد . »
پاسخ اين است : « شيخ محمدبن مانع » در كتاب الكواكب الدريه به تبعيت از سخن « ابنخلدون » احتمال ضعيف احاديث مهدى را داده است و اين گفتهء وى در كتاب مزبور بر اين امر دلالت دارد ، كه مىگويد :
« هر كس بخواهد در اين مسئله به تحقيق بپردازد به مقدمهء ابنخلدون رجوع نمايد كه وى بهخوبى از عهدهء اداى مطلب برآمده است » ، ولى شيخ محمد پس از دقت بيشتر در موضوع ، در نظريه خود تجديد نموده و رسالهاى بهنام تحديق النظر باخبار الامام المنتظر تأليف نمود كه نسخهء خطى آن در « دارالكتب المصريه » موجود است . وى در اين رساله پس از ذكر سخن « ابنخلدون » و بررسى عون المعبود در شرح سنن ابى داود مىگويد : « من معتقدم كه نظر مؤلف كتاب عون المعبود « علامهء هندى » دربارهء اين حديث در مقايسه با نظر كسانى كه همهء اين احاديث را ضعيف دانستهاند ، به صواب نزديكتر است . بنابراين هر كس بر صحت حديثى از اين احاديث يا غير اينها از پيامبر صلى الله عليه و آله واقف گرديد ، وظيفه دارد آن را بپذيرد و به مدلول آن معتقد شود و هر كس كه از روى تحقيق ، بر ضعيف بودن اينگونه احاديث يقين پيدا كند ، چنين وظيفهاى ندارد ، و اگر ما در احاديث مهدى بهطور اخص دقت لازم را بهعمل آوريم ، در مىيابيم ، احاديثى كه نام مهدى در آنها به صراحت نيامده از احاديثى كه نام مهدى در آنها به صراحت قيد شده ، قوىتر است . از اينرو در الكواكب همان سخن سفارينى را آوردهام : تمامى احاديث وارده در اين باره صحيح است . ولى صحت احاديثى كه نام مهدى در آنها قيد نشده ، نزد علما ثابت نشده است و من نگفتهام « احاديث وارده در خصوص مهدى » ، تا اين تعميم شامل آن مجموعه از احاديث نشود كه نام وى در آنها ذكر نشده است .
بنابراين در بين احاديثى كه نام مهدى قيد نشده بلكه صفات وى بيان گرديده ،
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٧٣