تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
« شاطبى » درباره او مىنويسد : « وى علاوه بر ادعاى مهدويت و معصوميت ، بدعت‌هاى فراوانى در دين خدا به وجود آورد و سپس آنها را در خطبه‌هاى خود بيان نمود و حتى بر روى سكه‌ها زد . اين سخن نزد مهدويه ، سومين عبارت از شهادت است ، پس هر كس بدان ايمان نياورد يا در آن شك و ترديد روا بدارد ، كافر است . وى قتل را در مواردى كه شرع مجاز نمىداند مشروع دانست كه شامل هجده مورد مىشود ، از قبيل : عدم امتثال امر وى ، سه بار تكرار عدم حضور به هنگام موعظه گويى وى ، هم‌چنين اگر « مداهنه » در كسى آشكار شود ، به قتل مىرسد ! و . . . » . به نظر من شاطبى اينها را از فرقهء مهديه دانسته و در تحليل مرامشان گفته : كسانى كه اعمال مهدىشان را - چه موافق و چه مخالف شريعت باشد - حجت بدانند « مبتدعه » ( بدعت گذار ) بوده‌اند . در واقع او مقصود خود را از فرقهء مهديه را به‌شكل فوق تفسير نموده است . بنابراين منظور شاطبى از فرقهء مهديه ، آن گونه كه « شيخ ابن محمود » ادعا دارد ، كسانى نيست كه ظهور « مهدى موعود » را باور مىنمايند . اين سخن شايستهء امامى چون « شاطبى » نيست كه امامان اهل سنت و علماى حديث چون : عقيلى ، خطابى ، أبرى ، ابى حبان بستى ، قاضى عياض ، قرطبى ، ابن تيميّه ، ذهبى ، ابن القيم ، ابن كثير و ديگران را به علت اين‌كه به صحت ظهور مهدى در آخرالزمان قائلند ، بدعت گذار بخواند . بدين‌ترتيب شاطبى هرگز احاديث مربوط به ظهور مهدى را تضعيف نكرد ، و معتقدان به آنها را اهل بدعت نناميده ، بلكه « مهدى مغربى » و هواداران وى را از « مبتدعه » دانسته است . اصولًا عدم اشاره شاطبى ، در اين مورد ، به احاديث ظهور مهدى در آخر زمان ، جاى ترديد باقى نمىگذارد كه وى اين احاديث را قطعى و صحيح مىدانسته است .

13 . شيخ محمدبن عبدالعزيز المانع و احاديث مهدى

شيخ ابن محمود در صفحهء هفتادم رسالهء خود گفته است : « من نخستين كسى نيستم كه به بطلان مسئله مهدى و اين‌كه وى حقيقت ندارد ،