كسانى كه از مهدى مغربى - كه بسيارى از بدعتها به اين شخص منسوب شده - پيروى كردهاند در زمرهء گناهكاران محسوب مىشوند » . او در واقع از كسانى كه از اين شخص پيروى مىكنند نام مىبرد تا به آنهايى كه بر او اشكال مىگيرند ، پاسخ داده باشد !
همو مىگويد : « برخى از مردم به علت روىگردانى از دليل و اعتماد به افراد ، از جادهء اصحاب پيامبر دور و منحرف شدهاند . در واقع آنها به دنبال هواهاى خود رفته و از صراط مستقيم به بىراهه گام نهادهاند » . وى مىافزايد : « مذهب فرقهء مهديه اين است كه اعمال مهدىشان را حجت قرار مىدهند ؛ چه موافق با شريعت باشد چه مخالف ؟
بلكه از اين هم پا فراتر گذاشته و او را حلقهاى از زنجيرهء ايمانشان مىدانند كه هر كس با آن مخالفت ورزد تكفير مىشود و حكمش همانند حكم كافر اصلى مىگردد » .
ابن محمود سپس مىگويد : « بدينسان حجت بركسانى كه ادعا دارند پيش از ابنخلدون كسى از علماى احاديث مهدى را ضعيف ندانسته است ، تمام مىگردد و آنها پاسخى ندادند ! » .
ولى پاسخ اين گفتهء شيخ محمود كه امام « ابن القيم » و امام « شاطبى » پيش از « ابنخلدون » احاديث مهدى را ضعيف دانستهاند ، اين است : آنچه در اينباره به « ابن القيم » نسبت داده مىشود ، صحّت ندارد . در خصوص امام شاطبى نيز آنچه به وى منسوب شده صحيح نيست ، زيرا سخن شاطبى دربارهء « مهدى مغربى » به موضوع احاديث مهدى كه در آخرالزمان ظهور مىكند ، ربطى ندارد . علماى اهل سنت و جماعت به صحت و ثبوت اين احاديث قائلند . در خصوص گفتههاى شاطبى ( ره ) مبنى بر اينكه برخى از مردم به علت روى گردانى از دليل و اعتماد به رجال ، از جادهء اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله دور شده و منحرف شدهاند ، زيرا به دنبال هواهايشان رفته و از صراط مستقيم به بىراهه گام نهادهاند ، سخنان زيبايى است ، ولى با علمايى كه از روى حساب و كتاب سخن مىگويند ، سنخيّتى ندارد ، بلكه بر كسانى انطباق دارد كه از دليل ، روى برتافته و از هواهايشان پيروى نمودهاند .
وى بلافاصله مىگويد : « براى اثبات اين مطلب ! ده مثال مىآوريم كه يكى از
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٧٠