بدينسان تفاوت در دانش دانشمندان پديد مىآيد و آنان در آنچه دريافتهاند ، اختلاف نظر پيدا مىكنند » .
چنانچه مىبينيم ، در اينجا نام « ذوالقرنين » سه بار ذكر شده و كاملًا روشن است كه همراه موسى در اين داستان جناب « خضر » است ، نه « ذوالقرنين » . نام خضر بهعنوان همراه موسى در حديث صحيح بخارى آمده است .
9 . ابن تيميه و ظهور مهدى
شيخ ابن محمود در صفحهء دوازده و سيزدهم پس از سخنانى دربارهء با انكار حديث مهدى مىگويد :
« اما اى بسا بعضى بگويند كه شيخالاسلام ابن تيميه به صحت ظهور مهدى اعتقاد دارد و او عالم فرزانهاى است كه صحت ديدگاه و درايت آشكارش مورد گواه همگان است . در پاسخ بايد بگويم : آرى من نيز گفتار شيخالاسلام را ديدهام كه در آن ثبت شده كه هفت حديث به روايت ابىداود دربارهء مهدى آمده است . من هم در آغاز جوانى بر باور شيخالاسلام بودم و از گفتههايش تأثير پذيرفتم ، ولى چون به چهل سالگى رسيدم و از علوم و فنون مطلع گرديدم ! با سستىها ، تضادها و اختلافهاى آن آشنا و واقف شدم و بحمداللَّه سرانجام اين اعتقاد ناپسند از ذهنم پاك شد و كاملًا دريافتم كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و كتاب خدا هيچ « مهدى » اى در كار نيست . »
شيخ ابن محمود مىافزايد :
« لغزش عالِم را به غرق شدن كشتى ، همانند دانستهاند كه چون غرق شود ، گروه كثيرى با آن غرق مىشوند . بدينترتيب بايد گفت كه با اين سخن شيخ الاسلام ، چه بسيارند علما و توده مردم كه با اعتقاد به صحت ظهور مهدى غرق گشتهاند ، زيرا در ديدار با آنان همواره به سخن شيخالاسلام استناد مىكردند » .
وى سپس براى عذرخواهى از شيخالاسلام مىگويد : « شايد اين سخن در آغاز جوانى از شيخالاسلام سر زده باشد ! يعنى پيش از گسترش آگاهى و پختگى وى در علوم و فنون ! به هر حال او مجتهد است و از اين بابت « مأجور » خواهد بود و چه بسا