شافعى در شناخت رجال از اهل عراق آگاهتر بود ، از اينرو در مورد آنان به گفتههاى وى مراجعه مىكرد » .
آن گاه بيهقى بهنقل از « حرمله » مىگويد : « شافعى را شنيدم كه مىگفت : چون از بغداد بيرون شدم كسى باتقواتر ، پرهيزكارتر ، داناتر - و گمان مىكنم گفت : فقيهتر - از احمدبن حنبل نيافتم » ! .
با اين تفاصيل ، نمىتوان امام شافعى را ناقل حديث ضعيف قلمداد كرد . شافعى فقط مايل بود ، احاديث صحيحى را كه در اختيارش نبود ، از امام احمد جويا شود تا به هر چه حديث صحيحى كه دالّ بر آن بود ، عمل نمايد . اين امر با مسائلى بسيار كه از شافعى نقل شده ، همآهنگى دارد . از جمله اين گفتهء وى : اگر حديث در آن [ مسئله ] صحيح باشد قبول مىكردم . اين مطلب با عملكرد شافعى و ساير امامان كه به احاديث صحيح واصله از پيامبر صلى الله عليه و آله اعتماد دارند ، همخوانى دارد . بنابراين هرگاه حديث صحيح نزد امام احمد با ذكر سند ثبت مىشد ، امام شافعى آن را نقل مىنمود و بدان استناد مىكرد . روش آرمانى در علم و عمل همين است و اين موجب نكوهش يا مذمت نيست بلكه بايد موجب تحسين و تمجيد گردد .
و ) اگر « ابن محمود » اين عادت ، يعنى قبول احاديث ضعيف را ، به معاصران نسبت مىداد ، يا اين مطلب را از كتب دانشمندان كه در اين دوره تدوين يافته ، نقل مىكرد ، باز چندان از راه راست منحرف نمىشد ، زيرا در دوران معاصر كمتر به حديث پيامبر صلى الله عليه و آله عنايت و توجه شده و تميّزى در صحت و سقم احاديث بهعمل نمىآيد ، بدين جهت شرح حال رجال مجهول مانده است .
از سوى ديگر امكان بررسى و تطبيق راه و رسم علماى جرح و تعديل در قبول يا ردّ حديث ، هنوز ميسر نشده است . بسيارى از افراد به شناسايى احاديث مدوّن در كتب علماى مورد اعتماد اكتفا مىكنند و با قبول قضاوت آنان دربارهء حديث ، تقليد مىكنند .
اكنون كه اغلب طالبان علوم اين دوران ، براى آشنايى با مقبول يا مردود بودن حديث به تقليد روى آوردهاند ، شايستهتر ، بلكه لازم است تا حديثشناسان
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٦٠