برجستهاى چون : عقيلى ، ذهبى ، ابن تيميه ، ابن قيم و ديگران ، مورد تقليد قرار گيرند ، نه آنهايى كه اصلًا اهل حديث نبودهاند ، چون نماز بهتر از خواب و بالادست بهتر از پايين دست است . نبايد طبيبان حاذق و ماهر را كنار گذاشت و به مدعيان طبابت مراجعه كرد !
7 . تناقض در احاديث مهدى !
شيخ ابن محمود در صفحهء ششم و دوازدهم رسالهء خود مىنويسد :
« يكى از علل ردّ احاديث مهدى اين است كه اينها با يكديگر تناقض ، تضاد ، تفاوت و ناهمآهنگى دارند ! » . در صفحهء 51 نيز مىگويد :
« چون براى جمعآورى آنها كوشش كنيد ، از ميان آنها بيست مهدى قد علم مىكند كه صفت هر يك با ديگرى تفاوت دارد و اين به يقين دليل آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين احاديث را بر زبان جارى نساخته است .
[ وى سپس براى توضيح ادعاى خود مثالهايى مىآورد و مىگويد : ] يك مهدى هست كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهاش گفت : هيچ مهدى پس از من نيست مگر عيسى بن مريم » .
پاسخ ما اين است كه در بين احاديث مهدى - همان گونه كه علمايى چون « ابن القيم » و ديگران بيان نمودهاند - احاديث صحيح ، حسن ، ضعيف و مجعول وجود دارد . به احاديث ساختگى و ضعيف ، نمىتوان استناد كرد ، زيرا ارزش توجه و استدلال ندارد . ولى احاديث صحيح كه دربارهء آنها اتفاق نظر وجود دارد به شخصى مربوط مىشود كه در آخرالزمان ، هنگام نزول عيسى عليه السلام از آسمان و خروج دجال ، ظاهر مىشود . او محمدبن عبداللَّه موصوف به « مهدى » است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ما را از نام و نام پدرش آگاهى داده و در چندين حديث ، صفت « مهدى » را بر وى اطلاق نموده است . بنابراين ما وظيفه داريم تا آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله از او خبر داده ، باور كنيم .
تا آنجا كه من اطلاع دارم ، هيچكس از اهل سنت و جماعت از اين احاديث ،