تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
« شوكانى » پس از اشاره به كثرت احاديث وارده در مورد صحت ظهور مهدى در آخرالزمان و رسيدن آن به حد « تواتر » ، مىگويد : « آثار برجاى مانده از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله كه دربارهء مهدى صراحت دارد ، بسيار است و حكم « رفع » دارد ، زيرا در چنين مسأله‌اى مجالى براى اجتهاد وجود ندارد » .

10 . انديشه مهدى و ابن‌خلدون

ابن محمود در صفحهء 19 و 34 رساله خود گفته است : « ابن‌خلدون در مقدمه‌اش به تدقيق و تحقيق دربارهء احاديث مهدى پرداخته و حكم به ضعف آن داده است » ! در پاسخ به اين شبهه مىگوييم : الف ) ابن‌خلدون پس از اذعان به صحت پاره‌اى از اين احاديث و نقل آنها ، مىگويد : « اين است احاديثى كه امامان ما در خصوص ظهور مهدى در آخرالزمان آورده‌اند . اين احاديث به اعتقاد من ، جز اندك و يا كمتر از اندك آنها ، قابل انتقاد نيست » . البته بايد يادآور شد كه « ابن‌خلدون » احاديث فراوانى را ناديده گرفته و يا از آنها آگاهى نيافته است . ب ) « ابن‌خلدون » ، تاريخ‌نگار است ، نه حديث شناس ، از اين‌رو در تصحيح و تضعيف احاديث نمىتوان به گفته وى اعتماد كرد . در اين رشته ، علمايى چون : بيهقى ، عقيلى ، خطابى ، ذهبى ، ابن تيميه ، ابن قيم و ديگران كه اهل روايت و درايت هستند ، مورد اعتماد مىباشند . همه آنها قائل به صحت بسيارى از احاديث مهدىاند . بنابراين كسى كه به « ابن‌خلدون » رجوع كند ، مانند كسى است كه از دريا روى برگرداند و به سمت آب باريكه‌اى برود ! كار ابن‌خلدون در نقد احاديث ، موافق كار طبيبان حاذق و مجرب نيست ، بلكه بيشتر به كار مدعى دروغين طبابت شباهت دارد . « شيخ احمد شاكر » در اخراج احاديث « مسند امام احمد » راه نيكويى را پيموده و درباره ابن‌خلدون مىگويد : « . . . ابن‌خلدون در واقع وارد ميدانى شده كه مرد آن ميدان نيست و هيچ‌گونه