تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اطلاعى در اين زمينه ندارد . . . در حقيقت او دچار گمراهى و اشتباه عجيبى در « مقدمه » خود ، در موضوع « مهدى » شده است تا آن‌جا كه جمله اهل حديث را كه مىگويند : " جرح مقدم بر تعديل است " درك نكرده و نفهميده است و اگر سخن آنان را به درستى درك مىكرد ، هرگز دچار اين اشتباهات نمىشد » . وارد شدن « ابن‌خلدون » در ميدان جرح و تعديل و داورى درباره احاديث - كه كدام ضعيف است و كدام غير ضعيف - در حالى كه خود اهل علم حديث نيست ، موجب گمراهى كسانى شده است كه گفته‌هاى او را مستند پنداشته‌اند . پس بىاطلاعى ابن‌خلدون از رموز علم حديث و خيره‌سرى پيروان وى ، به مقوله‌اى شباهت دارد كه شيخ‌الاسلام « ابن تيميه » در الفتوى الحمويّه آن را حكايت نموده است : مىگويند نيمه متكلّم ، نيمه فقيه ، نيمه طبيب و نيمه نحوى ! ، بيش از هر كس ديگر دنيا را به تباهى مىكشانند : اولى اديان را ، دومى بلدان را ، سومى ابدان را و چهارمى زبان را به تباهى مىكشاند . گرچه ابن خلدون يكى از دانشمندان برجسته در علم تاريخ است ، اما در علم حديث از پيروان و تابعان فتوا گيرنده است ، نه از « متبوعان » فتوا دهنده ! ، كسى كه در رشته‌اى ، مهارت ندارد ، همانند كسى است كه از آن هنر بهره‌اى ندارد ، هر چند كه در ديگر رشته‌ها تبحّر داشته باشد . پس همانطور كه لازم است در هركارى به اهل فن رجوع شود ، در شناخت صحت و سقم حديث هم بايد به حديث‌شناسان و علماى آگاه رجوع كرد . « حافظ بن ابى حاتم » در مقدمهء كتاب الجرح و التعديل مىگويد : « چون به تبيين طبقات - راويان - و شرح حال آنان و تباين مراتبشان نياز پيش آيد ، آنهايى كه دانشور و پژوهش‌گرند از آنانى كه سزاوار نقد و نكوهش‌اند ، بازشناخته مىشوند . » هم‌چنين مىگويد : « اگر گفته شود : آثار صحيح و سقيم از چه راهى شناخته مىشوند ، پاسخ اين است : با نقد علماى فرهيخته‌اى كه خداوند اين فضيلت را بدان‌ها اختصاص داده و اين معرفت را در هر زمان و مكانى به آنها ارزانى داشته است . » چنان‌چه بحث را به دو قرن هشتم و نهم كه ابن‌خلدون در بين اين دو قرن مىزيسته ( ولادت 732 ه وفات 808 ه ) محدود كنيم ، مىبينيم كه برجسته‌ترين
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 166 | خسرو شاهى / ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد