برداشتى مشابه برداشت شيخ ابن محمود نكرده است . وى چنين اعتقاد دارد : از هر حديثى كه نام مهدى در آن ذكر گرديده تعدد موصوفان به مهدى مستفاد مىشود و در نتيجه احاديث تضاد پيدا مىكنند و ردّ و انكار آنها ضرورت مىيابد .
ولى ما معتقديم : همان گونه كه الف و لام « الدجّال » در كنار شرّ است ، الف و لام « المهدى » هم در جانب خير و نيكى است . از طرف ديگر ، هر حديثى كه در آن ذكر دجال با صفات متعدد آمده ، تعدد دجالها مستفاد نمىشود ، زيرا دجالى كه در احاديث متواتر از خروج وى ياد شده ، يكى است و متعدد نيست و در احاديث تباين وجود ندارد . مهدى نيز همين طور بوده و يكى است . لذا در احاديث وى هم ، تباين وجود ندارد .
البته اهل سنت براى اثبات ظهور مهدى بر حديث « لامهدى الّا عيسىبنمريم » استدلال نكردهاند ، زيرا با احاديث وارده دربارهء عيسىتعارض دارد و گفتهاند كه اين حديث ضعيف است و اگر هم فرض كنيم كه حديث صحيحى باشد ، منظور اين است كه هيچ « مهدى » اى كامل و معصوم نيست ، جز عيسىبنمريم . اين مطلب طبق گفتهء علمايى مانند قرطبى و ابن قيم و ديگران ثبوت ظهور مهدى غير معصوم را نفى نمىكند . « 1 »
8 . تفاوت در دانش دانشمندان
شيخ ابن محمود در صفحهء سيزدهم رسالهء خود مىنويسد :
« در صحيح بخارى آمده است كه وقتى موسى در « مجمع البحرين » با « ذوالقرنين » روبهرو شد و از رفتار ذوالقرنين و قتل نوكر و ساختن ديوار مخروبه و اعمال مزاحمت براى بينوايان شاغل در كشتى ، به تنگ آمد و كاسهء صبرش لبريز شد ، خواست تا از ذوالقرنين دور شود . رو به وى كرد و گفت : اى موسى ! تو دانشى از خدا دارى كه من به آن ناآگاهم و من دانشى از خدا دارم كه تو از آن ناآگاهى . سپس افزود :
هامش
( 1 ) . توجه داريم كه اين ديدگاه ويژه اهل سنت است و گرنه شيعه ، امام را معصوم مىداند - مترجم .