حقيقت معرفى مصداقهاى روشن اين كلمه است نه آنكه منحصر به آنها باشد .
شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه تعبير به « اكل » ( خوردن ) كنايه از هر گونه تصرف است خواه به صورت خوردن معمولى باشد يا پوشيدن يا سكونت و يا غير آن و اين تعبير علاوه بر زبان عربى در فارسى امروز نيز كاملا رائج است .
* ( إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ ) * اين جمله ، استثنايى است از قانون كلى سابق ، ولى به اصطلاح « استثناء منقطع » است ( 1 ) يعنى آنچه در اين جمله آمده مشمول قانون سابق ، از آغاز نبوده است و تنها به عنوان يك تاكيد و يادآورى ذكر شده ، آن هم به نوبه خود يك قانون كلى است زيرا مىفرمايد : مگر اينكه تصرف شما در اموال ديگران از طريق داد و ستدى باشد كه از رضايت باطنى دو طرف سرچشمه بگيرد ، طبق اين بيان ، تمام مبادلات مالى و انواع تجارتها كه در ميان مردم رايج است چنانچه از روى رضايت طرفين صورت گيرد و جنبه معقول و منطقى داشته باشد از نظر اسلام مجاز است ( مگر در مواردى كه بخاطر مصالح معينى ، نهى صريح از آن شده است ) .
* ( وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّه كانَ بِكُمْ رَحِيماً ) * سپس در ذيل آيه ، مردم را از قتل نفس بازمىدارد و ظاهر آن به قرينه جمله * ( إِنَّ اللَّه كانَ بِكُمْ رَحِيماً ) * : « خداوند نسبت بشما مهربان است » نهى از خودكشى و انتحار مىباشد ، يعنى خداوند مهربان نه تنها راضى نميشود ديگرى شما را به قتل برساند بلكه به خود شما هم اجازه نمىدهد كه با رضايت خود خويشتن را به دست نابودى بسپاريد ، در روايات اهل بيت ع نيز آيه فوق به همين معنى « انتحار » تفسير شده است ( 2 ) .
هامش
( 1 ) - استثناء منقطع غالبا براى تاكيد عموميت حكم عام مىآيد ، اين معنى در مورد آيه فوق صادق است و بعلاوه اين حقيقت را اعلام مىكند كه با تحريم تصرفات باطل ، راه زندگى بر شما بسته نيست و مىتوانيد از تجارات مشروع هدف خود را تامين كنيد .
( 2 ) - به تفسير مجمع البيان ذيل آيه و تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 472 مراجعه شود .