و بر شخص وصى لازم است كه آن را اصلاح كند و تا سر حد ثلث تقليل دهد .
2 - در آنجا كه وصيت به ظلم و گناه و كار خلاف كرده باشد ، مثل اينكه وصيت كند قسمتى از اموالش را صرف توسعه مراكز فساد كنند ، و همچنين اگر وصيت موجب ترك واجبى باشد .
3 - آنچه كه وصيت موجب نزاع و فساد و خونريزى گردد كه در اينجا بايد زير نظر حاكم شرع اصلاح شود .
ضمنا تعبير به « جنف » ( بر وزن كنف ) كه به معنى انحراف از حق و تمايل يك جانبه است ، اشاره به انحرافاتى است كه ناآگاهانه دامنگير وصيت كننده مىشود و تعبير به « اثم » اشاره به انحرافات عمدى است .
جمله * ( إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * كه در ذيل آيه آمده ، ممكن است اشاره به اين حقيقت باشد كه هر گاه وصى با اقدام مؤثر كار خلافى را كه از وصيت كننده سر زده اصلاح كند و او را به راه حق باز گرداند خداوند از خطاى او نيز صرفنظر خواهد كرد .
نكتهها :
1 - فلسفه وصيت
از قانون ارث تنها يك عده از بستگان آن هم روى حساب معينى بهره مند مىشوند در حالى كه شايد عده ديگرى از فاميل ، و احيانا بعضى از دوستان و آشنايان نزديك ، نياز مبرمى به كمكهاى مالى داشته باشند .
و نيز در مورد بعضى از وارثان گاه مبلغ ارث پاسخگوى نياز آنها نيست ، جامعيت قوانين اسلام اجازه نمىدهد كه اين خلاها پر نشود ، لذا در كنار قانون ارث قانون وصيت را قرار داده و به مسلمانان اجازه مىدهد نسبت به يك سوم از اموال خود ( براى بعد از مرگ ) خويش تصميم بگيرند .
از اينها گذشته گاه انسان مايل است كارهاى خيرى انجام دهد اما در زمان