شايسته اى است .
و اين نيز نهايت كوتاه فكرى است كه انسان خيال كند با وصيت كردن فال بد مىزند و مرگ خويش را جلو مىاندازد ، بلكه وصيت يك نوع دورانديشى و واقعبينى غير قابل انكار است ، و اگر مايه طول عمر نباشد مايه كوتاهى عمر هرگز نخواهد بود .
مقيد ساختن وصيت در آيه فوق با قيد « بالمعروف » اشاره به اين است كه وصيت بايد از هر جهت عقلپسند باشد ، زيرا « معروف » به معنى شناخته شده براى عقل و خرد است .
هم از نظر مبلغ و مقدار ، و هم از نظر شخصى كه وصيت به نام او شده ، و هم از جهات ديگر بايد طورى باشد كه عرف عقلاء آن را عملى شايسته بدانند ، نه يك نوع تبعيض ناروا و مايه نزاع و دعوا و انحراف از اصول حق و عدالت .
هنگامى كه وصيت جامع تمام ويژگيهاى بالا باشد ، از هر نظر محترم و مقدس است ، و هر گونه تغيير و تبديل در آن ممنوع و حرام است ، لذا آيه بعد مىگويد : « كسى كه وصيت را بعد از شنيدنش تغيير دهد گناهش بر كسانى است كه آن را تغيير مىدهند » ( * ( فَمَنْ بَدَّلَه بَعْدَ ما سَمِعَه فَإِنَّما إِثْمُه عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَه ) * ) .
و اگر گمان كنند كه خداوند از توطئه هايشان خبر ندارد سخت در اشتباهند « خداوند شنوا و دانا است » ( * ( إِنَّ اللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * ) .
آيه فوق ممكن است اشاره به اين حقيقت نيز باشد كه خلافكاريهاى « وصى » ( كسى كه عهده دار انجام وصايا است ) هرگز اجر و پاداش وصيت كننده را از بين نمىبرد ، او به اجر خود رسيده تنها گناه بر گردن وصى است كه تغييرى در كميت يا كيفيت و يا اصل وصيت داده است .
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه منظور اين است اگر بر اثر
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 616
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦١٦