است كه از طرف پيامبر ، تعليم مىشود .
بعد آخرين هدف را كه مساله « تزكيه » است بيان مىدارد .
« تزكيه » در لغت هم به معنى نمو دادن ، و هم به معنى پاكسازى آمده است .
و به اين ترتيب تكامل وجود انسان در جنبههاى « علمى » و « عملى » به عنوان هدف نهايى بعثت پيامبر ، معرفى شده است .
اين نكته مخصوصا قابل توجه است كه علوم بشر محدود است ، و آميخته با هزاران نقطه ابهام و خطاهاى فراوان ، و از اين گذشته نسبت به آنچه را هم مىداند گاهى نمىتواند دقيقا اميدوار باشد چرا كه خطاهاى خود و ديگران را ديده است .
اينجا است كه بايد پيامبران ، با علوم راستين و خالى از هر گونه خطا كه از مبدء وحى گرفتهاند به ميان مردم بيايند ، خطاهايشان را بر طرف سازند ، آنجا را كه نمىدانند به آنها بياموزند و آن را كه مىدانند به آنها اطمينان خاطر دهند .
موضوع ديگرى كه در اين رابطه لازم به يادآورى است اين است كه نيمى از شخصيت ما را « عقل و خرد » تشكيل مىدهد و نيمى را « غرائز و اميال » ، به همين دليل ما به همان اندازه كه نياز به « تعليم » داريم ، نياز به « تربيت » هم داريم ، هم خرد ما بايد تكامل يابد و هم غرائز درونى ما به سوى هدف صحيحى رهبرى شوند .
لذا پيامبران هم معلمند ، هم مربى ، هم آموزش دهندهاند و هم پرورش دهنده .
2 - « تعليم » مقدم است يا « تربيت » ؟
- جالب اينكه در چهار مورد از قرآن مجيد كه مساله تعليم و تربيت به عنوان هدف انبياء با هم ذكر شده است در سه مورد « تربيت » بر « تعليم » مقدم شمرده شده ( سوره بقره آيه 151 - آل عمران 164 - جمعه 2 ) و تنها در يك مورد « تعليم » بر « تربيت » مقدم شده است ( آيه