او چه نيازى به فرزند دارد در حالى كه « هر گاه فرمان وجود چيزى را صادر كند به او مىگويد : موجود باش ، و آن فورا موجود مىشود » ( * ( وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * ) .
نكتهها :
1 - دلائل نفى فرزند
اين سخن كه خداوند فرزندى دارد بدون شك زائيده افكار ناتوان انسانهايى است كه خدا را در همه چيز با وجود محدود خودشان مقايسه مىكردند .
انسان به دلائل مختلفى نياز به وجود فرزند دارد : از يك سو عمرش محدود است و براى ادامه نسل تولد فرزند لازم است .
از سوى ديگر قدرت او محدود است ، و مخصوصا به هنگام پيرى و ناتوانى نياز به معاونى دارد كه به او در كارهايش كمك كند .
از سوى سوم جنبههاى عاطفى ، و روحيه انسطلبى ، ايجاب مىكند كه انسان مونسى در محيط زندگى خود داشته باشد كه آن هم بوسيله فرزندان تامين مىگردد .
بديهى است هيچيك از اين امور در مورد خداوندى كه آفريننده عالم هستى و قادر بر همه چيز و ازلى و ابدى است مفهوم ندارد .
بعلاوه داشتن فرزند لازمه اش جسم بودن است كه خدا از آن نيز منزه مىباشد ( 1 ) .
2 - تفسير جمله « * ( كُنْ فَيَكُونُ ) * »
اين تعبير در آيات متعددى از قرآن آمده است ، از جمله سوره آل عمران
هامش
( 1 ) در اين زمينه در سوره انبياء ذيل آيه 26 ( جلد سيزدهم تفسير نمونه ) نيز بحث كردهايم .