و اگر اراده كند اين دوران تكاملى در كمتر از يك هزارم ثانيه صورت گيرد ، مسلما همان گونه خواهد شد ، چه اينكه اراده او علت تامه براى آفرينش است ، و ميان علت تامه و وجود معلول هيچگونه فاصله اى نمىتواند باشد .
3 - چگونه چيزى از عدم به وجود مىآيد ؟
كلمه « بديع » از ماده « بدع » به معنى بوجود آوردن چيزى بدون سابقه است و اين مىرساند كه خداوند ، آسمانها و زمين را بدون هيچ ماده و نمونه قبلى به وجود آورده است .
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه مگر مىشود چيزى از عدم به وجود آيد ، عدم كه نقيض وجود مىباشد چگونه مىتواند علت و منشا وجود باشد ؟ و آيا راستى مىتوان باور كرد كه نيستى مايه هستى گردد ؟ اين همان ايراد ماديها در مساله « ابداع » است و از آن نتيجه مىگيرند كه ماده اصلى جهان ازلى و ابدى است و مطلقا موجود و معدوم نمىشود .
پاسخ :
در مرحله اول عين اين ايراد به خود ماديها نيز وارد مىشود .
توضيح اينكه : آنها معتقدند ماده اين جهان قديم و ازلى است و تا به حال چيزى از آن كم نشده ، و اينكه مىبينيم جهان تا حال تغييراتى پيدا كرده تنها « صورت » آن است كه دائما در تغيير است ، نه اصل ماده ، از آنان مىپرسيم :
صورت فعلى ماده كه قبلا به طور مسلم وجود نداشته چگونه به وجود آمد ؟ آيا از عدم بوجود آمد ؟ اگر چنين است پس چگونه « عدم » مىتواند منشا « وجود » صورت گردد ؟ ( دقت كنيد ) .
مثلا : نقاشى منظره زيبايى را با قلم و رنگ بر روى كاغذ ترسيم مىكند ، ماديها مىگويند : ماده رنگى آن موجود بوده ، ولى اين منظره و اين « صورت »