تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
كه قبلا وجود نداشته چگونه به وجود آمده است ؟ هر پاسخ كه آنها براى پيدا شدن « صورت » از « عدم » دادند ، همان پاسخ را در مورد « ماده » خواهيم گفت . و در مرحله ثانى بايد توجه داشت كه اشتباه از ناحيه كلمه « از » به وجود آمده است ، آنها خيال مىكنند اينكه مىگوئيم « عالم » از « نيستى به هستى آمده مثل اين است كه مىگوئيم » ميز « » از « چوب » ساخته شده است كه در ساختن ميز چوب بايد قبلا موجود باشد تا ميز ساخته شود ، در صورتى كه معنى جمله « عالم از نيستى به هستى آمده » اين نيست ، بلكه به اين معنى است كه « عالم قبلا وجود نداشت سپس موجود شد » آيا در اين عبارت تضاد و تناقضى مىبينيد ؟ . و به تعبير فلسفى : هر موجود ممكن ( آنكه از ذات خود هستى ندارد ) از دو جنبه تشكيل شده است : « ماهيت و وجود » « ماهيت » عبارت از « معنى اعتبارى » است كه نسبت آن به وجود و عدم مساوى است به عبارت ديگر قدر مشتركى كه از ملاحظه وجود و عدم چيزى به دست مىآيد « ماهيت » ناميده مىشود ، مثلا اين درخت سابقا نبوده و فعلا هست فلانى سابقا وجود نداشت فعلا وجود پيدا كرده آنچه را كه مورد دو حالت وجود و عدم قرار داديم « ماهيت » است . بنا بر اين معنى اين سخن كه « خداوند عالم را از عدم به وجود آورده » اين مىشود كه خداوند ماهيت را از حال عدم به حال وجود آورد و به تعبير ديگر لباس « وجود » بر اندام « ماهيت » پوشانيد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر به كتاب « آفريدگار جهان » مراجعه فرمائيد .