براى پى بردن به عمق و عظمت اين جمله لازم است ، به تفاوت ميان « حمد » و « مدح » و « شكر » و نتايج آن توجه شود :
1 - « حمد » در لغت عرب به معنى ستايش كردن در برابر كار يا صفت نيك اختيارى است ، يعنى هنگامى كه كسى آگاهانه كار خوبى انجام دهد ، و يا صفتى را براى خود برگزيند كه سرچشمه اعمال نيك اختيارى است ، ما او را حمد و ستايش مىگوئيم .
ولى « مدح » به معنى هر گونه ستايش است ، خواه در برابر يك امر اختيارى باشد يا غير اختيارى ، فى المثل تعريفى را كه از يك گوهر گرانبها مىكنيم ، عرب آن را « مدح » مىنامد ، و به تعبير ديگر مفهوم مدح ، عام است در حالى كه مفهوم حمد خاص مىباشد .
ولى مفهوم « شكر » از همه اينها محدودتر است ، تنها در برابر نعمتهايى شكر و سپاس مىگوئيم كه از ديگرى با ميل و اراده او به ما رسيده است ( 1 ) و اگر به اين نكته توجه كنيم كه الف و لام « الحمد » به اصطلاح « الف و لام جنس » است و در اينجا معنى عموميت را مىبخشد ، چنين نتيجه مىگيريم كه هر گونه حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است .
حتى هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است ، و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىپاشد ، هر معلمى كه تعليم مىدهد ، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مىكند ، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مىنهد ، ستايش آنها از ستايش خدا سرچشمه مىگيرد ، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك او است ، و يا به تعبير ديگر حمد اينها ، حمد خدا ، و ستايش اينها ستايشى براى او است .
هامش
( 1 ) البته « شكر » از يك نظر ، عموميت بيشترى دارد ، چرا كه شكر گاهى با زبان است و گاه با عمل ، در حالى كه حمد و مدح معمولا با زبان است .