غمانگيز و شوم و تاريك چنين بيان مىكند :
« آنها كسانى هستند كه در تجارتخانه اين جهان ، هدايت را با گمراهى معاوضه كردهاند » ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى ) * ) .
و به همين دليل « تجارت آنها سودى نداشته » بلكه سرمايه را نيز از كف دادهاند ( * ( فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ ) * ) .
« و هرگز روى هدايت را نديدهاند » ( * ( وَما كانُوا مُهْتَدِينَ ) * ) .
نكتهها :
1 - پيدايش نفاق و ريشههاى آن
هنگامى كه انقلابى در محيطى روى مىدهد - مخصوصا انقلابى همچون انقلاب اسلام كه بر پايههاى حق و عدالت قرار داشت - مسلما منافع گروهى غارتگر و ظالم و خودكامه به خطر مىافتد ، آنها نخست با تمسخر و استهزاء و سپس با استفاده از نيروى مسلح ، فشار اقتصادى ، تبليغات مستمر اجتماعى ، سعى مىكنند انقلاب را در هم بشكنند .
اما هنگامى كه نشانههاى پيروزى انقلاب بر همه قدرتهاى محيط آشكار شود گروهى از مخالفان تاكتيك و روش عملى خود را تغيير داده ، ظاهرا تسليم مىشوند اما در واقع يك گروه زير زمينى مخالف را تشكيل مىدهند .
اينها كه به خاطر داشتن دو چهره مختلف ، منافق ناميده مىشوند ( منافق از ماده « نفق » بر وزن « شفق » به معنى كانالها و نقبهايى است كه زير زمين مىزنند تا براى استتار يا فرار از آن استفاده كنند ) خطرناكترين دشمنان انقلابند ، زيرا موضع آنها كاملا مشخص نيست ، تا مردم انقلابى آنها را بشناسند و از خود طرد كنند ، بلكه در لابلاى صفوف مردم پاك و راستين ، و حتى گاهى در پستهاى حساس نفوذ مىكنند .