سپس قرآن در آيه بعد به اين واقعيت اشاره مىكند كه نفاق در واقع يك نوع بيمارى است ، انسان سالم يك چهره بيشتر ندارد ، هماهنگى كامل در ميان روح و جسم او حكمفرما است ، چرا كه ظاهر و باطن و روح و جسم همه مكمل يكديگرند اگر مؤمن است ، تمام وجود او فرياد ايمان مىكشد و اگر منحرف شود باز هم ظاهر و باطن او نشان دهنده انحراف است ، اين دوگانگى جسم و روح درد تازه و بيمارى اضافى است ، اين يك نوع تضاد و ناهماهنگى و از هم گسستگى است كه حاكم بر وجود انسان مىشود .
مىگويد : « در دلهاى آنها بيمارى خاصى است » ( * ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * ) .
اما از آنجا كه در نظام آفرينش ، هر كس در مسيرى قرار گرفت و وسائل آن را فراهم ساخت در همان مسير ، رو به جلو مىرود ، و يا به تعبير ديگر تراكم اعمال و افكار انسان در يك مسير آن را پررنگتر و راسختر مىسازد ، قرآن اضافه مىكند : « خداوند هم بر بيمارى آنها مىافزايد » ( * ( فَزادَهُمُ اللَّه مَرَضاً ) * ) .
و از آنجا كه سرمايه اصلى منافقان ، دروغ است و تا بتوانند ، تناقضها را كه در زندگيشان ديده مىشود با آن توجيه كنند ، در پايان آيه مىفرمايد : « براى آنها عذاب اليمى است بخاطر دروغهايى كه مىگفتند » ( * ( وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ) * ) .
سپس به ويژگيهاى آنها اشاره مىكند كه نخستين آنها داعيه اصلاحطلبى است در حالى كه مفسد واقعى همانها هستند : « هنگامى كه به آنها گفته شود در روى زمين فساد نكنيد مىگويند ما فقط اصلاح كنندهايم » ! ( * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ ) * ) .
ما برنامه اى جز اصلاح در تمام زندگى خود نداشته و نداريم !
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩٤