و تخريب به كار گيرد ، و در عين حال خود را عاقل بشمرد ؟ ! سومين نشانه آنها آنست كه هر روز به رنگى در مىآيند و در ميان هر جمعيتى با آنها همصدا مىشوند ، آن چنان كه قرآن مىگويد : « هنگامى كه افراد با ايمان را ملاقات كنند مىگويند ايمان آورديم » ( * ( وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا ) * ) .
ما از شما هستيم و پيرو يك مكتبيم ، از جان و دل اسلام را پذيرا گشتيم و با شما هيچ فرقى نداريم ! « اما هنگامى كه با دوستان شيطان صفت خود به خلوتگاه مىروند مىگويند ما با شمائيم » ! ( * ( وَإِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ ) * ) .
« و اگر مىبينيد ما در برابر مؤمنان اظهار ايمان مىكنيم ما مسخره شان مىكنيم » ! ( * ( إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ) * ) .
ما بر افكار و اعمالشان در دل مىخنديم ، مىخواهيم كلاه بر سرشان بگذاريم ، دوست ما و محرم اسرار ما و همه چيز ما شمائيد ! سپس قرآن با يك لحن كوبنده و قاطع مىگويد : « خدا آنها را مسخره مىكند » ( * ( اللَّه يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ ) * ) .
« و خدا آنها را در طغيانشان نگه مىدارد تا به كلى سرگردان شوند » ( * ( وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) * ) ( 1 ) .
آخرين آيه مورد بحث سرنوشت نهايى آنها را كه سرنوشتى است بسيار
هامش
( 1 ) « يعمهون » از ماده « عمه » ( بر وزن همه ) به معنى تردد و تحير در كارى است و به معنى كوردلى و تاريكى بصيرت كه اثر آن سرگردانى است نيز آمده است ( به كتاب مفردات راغب و تفسير المنار و قاموس اللغه مراجعه شود ) .