قرآن در آيه بعد مىگويد : « بدانيد اينها همان مفسدانند و برنامه اى جز فساد ندارند ولى خودشان هم نمىفهمند » ! ( * ( أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلكِنْ لا يَشْعُرُونَ ) * ) .
بلكه اصرار و پافشارى آنها در راه نفاق و خو گرفتن با اين برنامههاى زشت و ننگين سبب شده كه تدريجا گمان كنند اين برنامهها مفيد و سازنده و اصلاح - طلبانه است ، و همانگونه كه سابقا نيز اشاره كرديم گناه اگر از حد بگذرد ، حس تشخيص را از انسان مىگيرد ، بلكه تشخيص او را واژگونه مىكند ، و ناپاكى و آلودگى به صورت طبيعت ثانوى او در مىآيد .
نشانه ديگر اينكه : آنها خود را عاقل و هوشيار و مؤمنان را سفيه و ساده لوح و خوشباور مىپندارند ، آن چنان كه قرآن مىگويد : « هنگامى كه به آنها گفته مىشود ايمان بياوريد آن گونه كه تودههاى مردم ايمان آوردهاند ، مىگويند آيا ما همچون اين سفيهان ايمان بياوريم » ؟ ! ( * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ ) * ) .
و به اين ترتيب افراد پاكدل و حق طلب و حقيقت جو را كه با مشاهده آثار حقانيت در دعوت پيامبر ص و محتواى تعليمات او ، سر تعظيم فرود آوردهاند به سفاهت متهم مىكند و شيطنت و دورويى و نفاق را دليل بر هوش و عقل و درايت مىشمرد ، آرى در منطق آنها عقل ، جايش را با سفاهت عوض كرده است .
لذا قرآن در پاسخ آنها مىگويد : « بدانيد سفيهان واقعى اينها هستند اما نمىدانند » ( * ( أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَلكِنْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
آيا اين سفاهت نيست كه انسان خط زندگى خود را مشخص نكند و در ميان هر گروهى به رنگ آن گروه در آيد و به جاى تمركز و وحدت شخصيت ، دوگانگى و چندگانگى را پذيرا گردد ، استعداد و نيروى خود را در طريق شيطنت و توطئه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩٥