تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

را از طبيعت آغاز كردم كه مىگويند : صنع تست و به تو انجام مىدهم كه نامت در روى زمين خدا است . خدايا ، نمىدانم هستى يا نيستى اما انديشه‌ام را بر اين مىگذارم كه تو ضمير مرا مىبينى و كردار چنان مىكنم كه در حضور تو باشم . اگر بدانم كه بر خلاف عقل يا حكم تو گناهى كرده‌ام از زندگى گذشتهء خود ناخشنود خواهم بود ، اما از آينده آسوده‌ام چون من همين كه گناه خود را تصديق كردم تو از آن مىگذرى . در اين دنيا از تو چيزى نمىخواهم ، زيرا آنچه بايد بشود اگر تو نيستى به طبيعت ، و اگر تو هستى به حكم تو مىشود . اگر عالم ديگرى هست آنجا از تو اميد پاداش دارم هر چند در اين عالم آنچه كرده‌ام براى خود كرده‌ام . اگر از پى نيكى بروم بارى نبرده‌ام و اگر بدى كنم از تو غافل بوده‌ام . خواه ترا موجود بدانم خواه ندانم . حقيقت و فضيلت را دوست مىدارم و از دروغ و نابكارى بيزارم . چنينم كه هستم ، خواه پاره اى از مادهء واجب و جاويد باشم ، خواه مخلوق تو باشم . اگر نيكوكار و مهربانم أبناء نوعم را چه تفاوت كه به تصادف نيكو افتاده‌ام و به اختيار خود نيكى كرده‌ام يا فضل و رحمت تو شامل حالم بوده است . « - ( 1 ) بدانجهت كه مطالب فوق ذهن عده اى را به خود مشغول داشته و آنانرا از پيدا كردن راه حق و حقيقت جلوگيرى كرده است ، لذا بسيار مناسب است كه ما در بارهء آنها بررسى مختصرى داشته باشيم . ديدرو مىگويد : « بيان خود را از طبيعت آغاز كردم كه مىگويند : صنع تست و به تو انجام مىدهم كه نامت در روى زمين خدا است . » اين جمله تشكيك در وجود خدا را به خوبى ارائه مىدهد . ديدرو نمىگويد : آيا در بارهء ارتباط با خداوند هستى آفرين راهى يا راههايى رفته و به مقصد نرسيده است ، يا از دشوارى راه ترسيده و يا از دلائل خداشناسان و نقّادىهاى فنى و حرفه اى خدانشناسان واهمه داشته و خويشتن را قانع

هامش
( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 122 - 123 ، فروغى .