تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود . ) 15 ، 18 - فمن يبتبغ غير الأسلام دينا تتحقّق شقوته ، و تنفصم عروته و تعظم كبوته و يكن مأبه ألى الحزن الطَّويل و العذاب الوبيل

بديهى است كه فرار از دين سعادت بخش خداوندى ، موجب شقاوتى است كه به هيچ وجه جبران پذير نخواهد بود

بدانجهت كه دين مقدس اسلام دين فطرت و عقل و وجدان سالم براى تحصيل سعادت ابدى مىباشد ، مسلم است كه محروم ساختن خويشتن و ديگران از اين حقيقت عظمى مساوى نابود كردن همهء سرمايه‌هاى نجات بخش و سازندهء تكامل وجود آدمى خواهد بود . نخستين شقاوتى كه اعراض از دين الهى بوجود خواهد آورد عدم استفاده از مغز و روان و جان بسيار با ارزش است كه خداوند به بندگان خود عنايت فرموده است . زيرا با توجه به اين كه مغز و روان و جان آدمى اصرار شديد دارد به اين كه در اين زندگانى به آن اصول و قوانين و مقررات عمل كند كه واقعيات به آنها تكيه دارند كه پاسخ نهايى را به سئوالات عميق او پيشنهاد مىنمايد قناعت كردن به اين كه من يك موجودى هستم كه در برهه اى از تاريخ در اين موقعيت از جهان هستى قرار گرفته‌ام ، اين هم اصول و قواعد زندگى من است كه عمل مىكنم يا در صورت داشتن قدرت آنها را ناديده مىگيرم اينست و بس كشنده ترين مبارزه با خويشتن است . آدمى چه عذرى براى خود مىتواند بتراشد در انحراف از احكام عقل و وجدان و فطرت و انحراف از احكام و تكاليفى كه به نفع ماده و روح او مىباشد اين حقيقت نيازى براى اثبات ندارد كه انسان براى هر سؤالى كه در زندگانى روياروى او قرار مىگيرد بالقوه يا بالفعل مىتواند پاسخ صحيح حد اقل بطور نسبى براى آن پيدا كند . ولى آيا مىتواند براى آن سئوالات ششگانه كه اساس و پايهء همهء سئوالات اوست بدون استمداد از دين پاسخى