زودگذر زندگى دنيوى و حذف مذهب از آنها ( نمودهاى گسيخته و زودگذر ) درست مانند قانع ساختن شخصيت به مشاهدهء محسوساتى جزيى است كه به وسيلهء حواس و آزمايشگاهها وارد مغز انسانى مىگردد .
اگر عقل انسانى براى تنظيم و انتزاع قانون از آن محسوسات وارد ميدان نشود ، محال است كه بشر بتواند قوانين علمى را در عالم هستى درك كند .
زندگى بشرى نيز با حذف مذهب ، توانايى ارائهء قوانين و روش اصلى حيات هدفدار را از دست مىدهد .
بزرگترين آسيبى كه حذف مذهب به حيات انسانى وارد مىكند ، تجزيهء حيات و شخصيت آدمى به دو قطعهء دنيوى و اخروى مىباشد
در صورتى كه « حيات معقول » كه ريشهء اصلىاش از عالم بالا شروع شده است ، امكان ندارد در عالم پايين ختم شود و يا قابل تجزيه گردد ، بطورى كه يك جزء آن در اين دنيا در اختيار خود انسان باشد و مطابق تمايلات و آرمانهاى خود ، آن را اداره كند و جزء ديگرش را به عنوان جزء اخروى آن با مقدارى حركات و اذكار تلقى و تأمين نمايد يك توجه و خود آگاهى سالم مىتواند وحدت حيات و وحدت شخصيت را در دو قلمرو دنيا و آخرت براى انسان قابل شهود و مشاهده بسازد .
نمونه اى از مختصات روش سكولاريسم و خسارتهاى جبرانناپذيرى كه پس از حذف مذهب از زندگى دنيوى انسانها بر اصول اساسى و ارزشهاى عالى بشريت وارد آمد .
نخست يك مقدمهء مختصرى را در بارهء افراطگرى و تفريطگرى كه سرتاسر تاريخ بشرى را فرا گرفته است ، يادآور مىشويم : مىتوان ادعا كرد كه در طول تاريخ بسيار كم اتفاق مىافتد كه بشر معناى افراط و تفريط را بفهمد و در صورتى كه آن را فهميد ، بتواند