با كمال آگاهى از اين دو انحراف اجتناب كند . بايد گفت : شديدترين و خسارت بارترين افراط و تفريطى كه بشر در بارهء واقعيات مرتكب شده است ، در بارهء خويشتن بوده است . اين انحراف همواره موجب ارتكاب تفكرات و تمايلات انحرافى در ديگر شئون حيات او گشته است ، افراط و تفريطى است كه در بارهء معرفى و ارزيابى خويشتن انجام داده است ، لذا بايد معتقد شويم تا ريشهء اين انحراف خطرناك در درون آدميان به وجود خود ادامه مىدهد ، قطعى است كه تفكرات و تمايلات انحرافى ، آنان را از « حيات معقول » در دنيا و آخرت محروم خواهد ساخت . ما براى توضيح اين جريان نمونه هايى را در اين بحث يادآور مىشويم : 1 . انسان گاهى در بارهء ماهيت و ارزشيابى خود دچار افراط گشته و خود را گل سرسبد عالم وجود تلقى كرده و گاهى تا حد خطرناكتر از يك حيوان درنده پايين آورده است ( 1 ) 2 . در روزگار گذشته « بردگى » براى او اساسىترين اصل حياتى و زيربناى همهء شئون زندگى بوده است . مانند : حقوق ، اخلاق ، مذهب ، اقتصاد ، سياست و فرهنگ و غيره امروزه « مفهومى از آزادى » كه عمدتا به معناى رهايى از همهء قيود مذهبى و اخلاقى و ديگر ارزشها و اصول عالى انسانى مىباشد ، در سرتاسر جوامع صنعتى ( به اصطلاح پيشرفته ) شيوع پيدا كرده است . بديهى است كه اين تفريط در نتيجه آن افراط يا بالعكس ( اين افراط در نتيجهء آن تفريط ) به وجود آمده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٥
هامش
( 1 ) . مقصود ما از « گاهى » شامل دو قسم اختلاف در افراط و تفريط است . الف - يك انسان يا انسانهايى ، زمانى در معرفى يا ارزيابى يك حقيقت افراط و در زمان ديگر تفريط مىكنند . ب - يك يا گروهى از انسانها در معرفى و يا ارزيابى يك حقيقت افراط مىكنند و در همان موقع يا در مواقع ديگر ، انسان يا انسانهايى در بارهء معرفى يا ارزيابى همان حقيقت تفريط مىكنند .