تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
علوم انسانى وارد مىسازد :

مورد يكم

- افراط و تفريط در معرفى و ارزشيابى « روان » ، « من » ، « روح » و « شخصيت » انسانى است . ( 1 )

مورد دوم

- اين گونه تفكر انحرافى ( افراط و تفريط ) در بارهء معرفى و ارزشيابى مذهب است كه مىتواند عامل اختلال در شناخت حقيقت و مختصات همهء ارزشهاى اساسى آدمى بوده باشد . اكنون مىپردازيم به بيان نمونه اى از مختصات روش « حذف مذهب از . . . » و خسارتهاى جبرانناپذير آن : اكنون بحث ما در نمونه و خسارتهاى مورد دوم است كه از جهت اهميت پايينتر از مورد اول كه تفكر انحرافى در طبيعت و هويت اساسى خود انسان است ، نمىباشد . ما نمىدانيم در آن روزگار ( قرن 14 و 15 ميلادى ) كه مذهب از حيات دنيوى انسانها حذف مىشد ، در بارهء اصول اساسى و ارزشهاى انسانى كه در نتيجهء پديدار شدن طرز تفكر مزبور بود متزلزل گشته و رو به فنا مىرفت . متفكران اعم از علمى ، اجتماعى ، دينى ، اخلاقى و سياسى متوجه بودند كه نتيجهء ورود تفكرات سكولاريسم بر زندگى بشريت چه فاجعه اى را به دنبال خواهد داشت فاجعه اى كه ناشى از حذف عظمتها و اصول اساسى و ارزشهاى انسانى گشته و به بيگانگى انسانها از جهان هستى و هم نوع خود و خدا و در آخر به « بيگانگى از خويشتن » منجر خواهد گشت .
هامش
( 1 ) . مىتوان گفت ارتكاب دو روش انحرافى مزبور ، برابر با انحراف در مطلق طبيعت انسان است .