تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

3 . در دورانهاى گذشته ، تقيّد به احكام و تكاليف و حقوق ، گرايشهايى افراطى به نام مذهب چنان گريبان بعضى از جوامع را فشرده بود كه حتى روزنه اى براى تفكر آزاد ديده نمىشد . در حالى كه در دوران معاصر ، برخى از مردم جوامع حتى تحمل شنيدن اصطلاحات مذهبى را هم ندارند 4 . روانشناسى در ديروز سر بى تن بوده است و امروز تن بى سر تلقى مىشود . يعنى ديروز علوم و معارف انسان در باره روان خويش در هاله اى از مفاهيم تجريدى و تخيلات غوطه ور بوده است و امروزه در هاله اى از اصول و مفاهيم فيزيولوژيك و بيولوژيك و رفتارشناسى كه معلول عللى است كه در بارهء آنها هيچ تحقيق و بررسى صورت نمىگيرد . و بدين ترتيب روانشناسى از همهء مسائل بحث مىكند ، مگر خود روان « من » و « حقيقت شخصيت » و غير ذلك . 5 . گاهى تفريط به جايى مىرسد كه مىگويد : اقتصاد در حيات بشرى داراى اهميت نيست . گاهى افراط را به جايى مىرساند كه مىگويد : ماهيت حيات و عامل تمامى تحولات زندگى بشرى ، تنها اقتصاد است ( 1 ) 6 . صفحات تاريخ پر از دو نظريهء افراطى و تفريطى در خوشبينى و بدبينى طبيعت بشرى است . اگر چه افراط و تفريط در هر يك از ابعاد و شئون و استعدادهاى گوناگون بشرى به جهت ارتباط شديدى كه با يكديگر دارند به ديگر ابعاد . . . او سرايت مىكند ، ولى در دو مورد سرايت افراط و تفريط به ديگر ابعاد و . . . شديدترين اخلال را بر انسان و

هامش
( 1 ) . مقصود ما از « گاهى » شامل دو قسم اختلاف در افراط و تفريط است . الف - يك انسان يا انسانهايى ، زمانى در معرفى يا ارزيابى يك حقيقت افراط و در زمان ديگر تفريط مىكنند . ب - يك يا گروهى از انسانها در معرفى و يا ارزيابى يك حقيقت افراط مىكنند و در همان موقع يا در مواقع ديگر ، انسان يا انسانهايى در بارهء معرفى يا ارزيابى همان حقيقت تفريط مىكنند .