حقايق علمى از تخيلات بىاساس ، قلم بطلان بر همهء آنچه كه به عنوان علم مطرح شده بود ، ولى مخلوط با تخيلات بىاساس بوده است ، بكشند . هم امروزه با توجه به فعاليتهاى بىغرضانهء عده اى از صاحبنظران مىتوان مشتركات بسيار با اهميتى را در قلمرو اديان و معتقدات مسلكى تصفيه نموده و از اين راه مردم را با حقايق اصيل مواجه ساخت . در نتيجه ، آنچه كه منطقى به نظر مىرسد ، تشكيل دانشكدهها و آكادمىهاى فعال زير نظر انسانهاى صاحبنظر و با اخلاص براى تحقيقات دامنه دار در بارهء حقائقى است كه در اديان و معتقدات مسلكى ، وجود دارد تا پس از تصفيه و تنظيم آنها ، در اختيار افكار بشرى قرار داده شود .
دو - مورتى مىگويد : « در حقيقت هيچ جاده اى ندارد و همين زيبايى حقيقت است » اگر دو جمله فوق را مانند مقدارى فراوان از جملات كتابهاى نويسنده به اشتباه در ترجمه حمل كنيم ، بهتر است از اين كه بگوييم : آنها را يك نويسنده اواخر قرن بيستم در جامعه مترقى دنيا به عنوان مسائل علمى بيان نموده است . اين نويسنده بدون ترديد هر چيز را حقيقت نمىداند ، و براى حقيقت ثبات و ضرورتى قائل است . بديهى است كه اگر كسى بگويد : آقاى نويسنده اين كتابهايى كه نوشته اى هيچ حقيقتى ندارد ، وى سخت خشمگين شده خواهد گفت : تو جاهلى ، احمقى ، تو غرضورزى ( و از اين گونه كلمات . ) زيرا من هر چه را كه نوشتهام عين حقيقت است ، يا حد اقل هر چه را كه نوشتهام آن را حقيقت تلقى كردهام . بسيار خوب ، اگر گفته شود : آقاى مورتى آيا اين حقايق را كه تو نوشته اى آن قدر بديهى هستند كه همگان آنها را مىفهمند ، و مىپذيرند يا اين كه احتياج به بيان و تعريف و استدلال دارند هيچ ترديدى نيست در اين كه او خواهد گفت : همه آنچه را كه من نوشتهام براى همهء انسانها بديهى نيست ، بلكه احتياج به تبيين و اثبات و استدلال دارند ( و گر نه هيچ كس به عقيده مورتى گمراه و احمق نبود ، زيرا حقائقى را كه او در كتابهايش مطرح كرده همه مىفهمند و همگان آنها را به عنوان حقايق قبول
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٨