خواهد رسيد و اگر به اين حقايق رسيد و آنها را ناديده گرفت ، در حقيقت دست به سقوط مغزى و روانى خود زده است كه خودكشى محسوب مىگردد . گمان نمىرود مورتى اين گونه حقايق را هر چند كه از راههاى مختلف به آنها برسيم منكر شود ، بلكه منظور او همان گونه كه از ديگر نوشته هايش بر مىآيد و ما آن را « ترجيع بند » مورتى اصطلاح كردهايم ، تخليهء مغز ساده لوحان از اصول و قوانين عالى است كه عوامل پيشرفت انسانها مىباشد مانند دين الهى و ديگر معنويات كه با انكار آنها ، هيچ مكتب و صاحبنظرى نمىتواند به زندگى انسانها فلسفه و هدفى را مطرح كند و اين همان مطلوب آگاهانه يا ناآگاهانهء تخليه كنندگان مغز بشرى مىباشد . بهر حال او مىگويد « شما راه خود را به عنوان يك هندو مىرويد و ديگرى به عنوان يك مسيحى يا يك مسلمان ، در نهايت هم تمام راهها به يك در منتهى مىشود ، در حالى كه وقتى خوب به آن نگاه كنيد به طرزى بسيار واضح به پوچى آن پى مىبريد . » همانطور كه اشاره كردهايم حدس قوى زده شده است كه همه هدف اين تلاشگران ، تخليه و شستشوى مغز ساده لوحان است از همه حقايق ، كه با امثال عبارات مزبور وارد ميدان مىشود .
اولا - همانطور كه ملاحظه كرديد بشر با حقايقى زندگى مىكند كه از راههاى مختلف به آن مىرسد .
ثانيا - اگر كسى اطلاع لازم و كافى از اديان بزرگ الهى در روى زمين داشته باشد ، خواهد ديد كه حقيقت مشترك آنها در متن دين حضرت ابراهيم خليل عليه السلام است كه نخست به وسيله پيامبران عبرى و سپس به وسيله پيامبر عظيم الشأن اسلام بر جامعه بشريت عرضه شده است . همه اين اديان ، حتى بعضى از مسلكهاى حكيمانه اى كه با مغز انسانها رشد يافته مانند كنفوسيوس و لائوتسه و بودا و گويندگان وداها حقايقى مشترك را مانند پنج قضيه گذشته مطرح نمودهاند ، به اضافهء قضاياى پر محتواى حقيقى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٦