تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
چهار - مىگويد : « اما اگر پى ببريد كه حقيقت يك چيز زنده و متحرك است كه هيچ قرارگاهى ندارد ، نه معبدى ، نه مسجدى ، نه كليسايى نه مذهبى و نه معلمى و نه فيلسوفى ، و در نتيجه هيچ كس نمىتواند شما را به سوى آن هدايت كند ، در آن صورت در خواهيد يافت اين حقيقت زنده همانست كه شما واقعا هستيد ، يعنى خشم شما ، بىرحمىتان ، شورشتان ، حقارتتان ، اندوه و غم و عذابى كه در آن زندگى مىكنيد . درك تمام اين چيزها از طريق حقيقت صورت مىگيرد و شما وقتى مىتوانيد آن را بفهميد كه بدانيد چگونه به اين حقايق در زندگى خود نگاه كنيد . شما نمىتوانيد از پشت عينك ، يعنى ايدئولوژى ، حجابى از واژه‌ها ، اميدها و ترسها آن را به روشنى ببينيد « همانطور كه ملاحظه مىكنيد بار ديگر ترجيعبند مورتى ( نه معبدى نه مسجدى نه كليسايى نه مذهبى و نه خدايى نه مكتبى نه معلمى و نه فيلسوفى ) تكرار مىشود ، يعنى در حقيقت همهء تلاش فكرى اين شخص صرف همين ترجيعبند است كه بايد در كتابهايش آن را تكرار نمايد . يك چيز خنده آور در اين ترجيعبند ديده مىشود كه علم و عالم را نمىتواند در آن ، نفى كند ، اگر مىتوانست آن دو را هم رديف نموده مىگفت : نه معلمى و نه فيلسوفى نه عالمى . . . » خنده آور بودن آن در اينست كه يا مورتى علم را قبول مىكند ، يا قبول نمىكند . اگر قبول مىكند بدان جهت كه مبناى همهء علوم بر قوانين كلى است ، و قوانين كلى از واقعيت نظم ثابت خبر مىدهد . و واقعيتهاى ثابت ، همهء رشته‌هاى مورتى را به باد مىدهد ، ( زيرا او ثابت را مرده قلمداد كرده است ) مخصوصا با در نظر داشتن اين كه ثابتها بدون وابستگى به عالم ماوراى طبيعت ، نمىتواند واقعيتى داشته باشند . و اگر مورتى علم را قبول نكند همه مشتريهاى خود را از دست خواهد داد ، زيرا حتى پوچ گراترين مردم دورانها در نتايج و آثار و پديده‌هاى علم غوطه مىخورند و با آنها زندگى مىكنند . پنج - مىگويد : حقيقت زنده همان است كه شما واقعا هستيد ، يعنى خشم شما ولى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71 | محمد تقي جعفري